عاشقاني کز نسيم دوست جان ميپرورند شاعر : عطار جمله وقت سوختن چون عود اندر مجمرند عاشقاني کز نسيم دوست جان ميپرورند والهي راهي شگرف و غرق بحري منکرند فارغند از عالم و از کار عالم روز و شب زانکه ايشان در دو عالم جز يکي را ننگرند هر که در عالم دويي ميبيند آن از احولي است از ثري تا عرش اندر زير گامي بسپرند گر صفتشان برگشايد پردهي صورت ز روي خويش را يابند چون اين پرده از هم بردرند آنچه ميجويند بيرون از دوعالم سالکان لاجرم در يک نفس از هر...