دل ز ميان جان و دل قصد هوات مي‌کند

دل ز ميان جان و دل قصد هوات مي‌کند شاعر : عطار جان به اميد وصل تو عزم وفات مي‌کند دل ز ميان جان و دل قصد هوات مي‌کند بر سر صد هزار غم ياد جفات مي‌کند گرچه نديد جان و دل از تو وفا به هيچ روي آنچه ميان عاشقان بند قبات مي‌کند مي‌نکند به صد قران ترک کلاه‌دار چرخ لعل تو طرح مي‌نهد روي تو مات مي‌کند خسرو يک سواره را بر رخ نطع نيلگون وين تو نمي‌کني بتا زلف دوتات مي‌کند جان و دلم به دلبري زير و زبر همي کني هر نفسي به داوري بر سر مات مي‌کند خود...
شنبه، 6 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
دل ز ميان جان و دل قصد هوات مي‌کند
دل ز ميان جان و دل قصد هوات مي‌کند
دل ز ميان جان و دل قصد هوات مي‌کند

شاعر : عطار

جان به اميد وصل تو عزم وفات مي‌کنددل ز ميان جان و دل قصد هوات مي‌کند
بر سر صد هزار غم ياد جفات مي‌کندگرچه نديد جان و دل از تو وفا به هيچ روي
آنچه ميان عاشقان بند قبات مي‌کندمي‌نکند به صد قران ترک کلاه‌دار چرخ
لعل تو طرح مي‌نهد روي تو مات مي‌کندخسرو يک سواره را بر رخ نطع نيلگون
وين تو نمي‌کني بتا زلف دوتات مي‌کندجان و دلم به دلبري زير و زبر همي کني
هر نفسي به داوري بر سر مات مي‌کندخود تو چه آفتي که چرخ از پي گوشمال من
خط تو خود به دست خود با تو سزات مي‌کندگرچه فريد، از جفا مي‌نکند سزاي تو


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط