در ره حق اگر تو دیناری گمرهان را به سوی دین آری ور مقید شوی به دیناری کمتر از مقبلی و دیناری

گر یکی را دو بار بشماری آن یکی را دو یک نگهداری دو یکی باشد و یکی دو عجب یاد دارش ز یار از یاری

گر تو عارف شوی شوی بخشی این چنین عارفی به از بخشی هر چه گیری از او به او گیری هر چه بخشی از او به او بخشی

هر که باشد محب آل علی شک ندارم که عارف است و ولی با تو ما را محبت ازلی است با لبت رازهای لم یزلی

در حقیقت یکی است تا دانی آن یک بی شکیست تا دانی از دویی ای عزیز من بگذر کان یکی نیککیست تا دانی

جامع عالمی اگر دانی نسخهٔ خویش را فرو خوانی بی همه چون همه تویی همه را از خودش می ‌طلب که تو آنی

مظهر اسم اعظم است آن شاه به حقیقت یکی است عبداللّه نعمت‌اللّه به صدق می‌گوید وحده لا اله الا اللّه

مظهر کامل است عبداللّه بر همه شامل است عبداللّه وصف او را کجا توانم کرد سیّد کامل است عبداللّه

ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانه بس گوهر لطیفی سفتیم عارفانه از قول نعمت‌اللّه شرح خوشی نوشتیم این راه عارفان را رفتیم عارفانه

رایت اللّه فی عینی بعینه و عینی عینه فانظر بعینه حبیبی عند غیر غیر عینی و عندی عینه من حیث عینه