گر بمیری ز خود بقا یابی ور کشی زحمتی عطا یابی هر که مرد او دگر نخواهد مرد گر بمیری ز خود بقا یابی

ز صورت گر شوی فانی ازین معنی بقا یابی ازین و آن چو بگذشتی همه نور خدا یابی درین دریای بی ‌پایان اگر غرقه شوید چون ما به عین ما نظر می کن که...

رفتی ای خواجه و زیان کردی عرض خود در سر زبان کردی باز گفتی زنان چنین گفتند از زبان زنان زیان کردی

رهرو میر ما خلیل الله در همه راه با همه همراه جمع کن رهروان خوشی می گو وحده لا اله الا الله

به هر صورتی نشئه ای یافته چو خورشید بر ذره ها تافته همه برجها قطع کرده تمام همه نور معنی از او یافته

رهر و میر ما خلیل اللّه در همه راه و با همه همراه جمع کن رهروان و خوش می گو وحده لا اله الا اللّه

مقدم بر همه اسماست اللّه چنین گفتم به آن یاران درگاه مسمّی واحد اسم کثیر است نکو دریاب قول نعمت‌اللّه

اهل عقبی همت از وی یافته مالداران ثروت از وی یافته نعمت دنیی و عقبی را چه قدر نعمت‌اللّه نعمت از وی یافته

اگر درویش می‌جوئی منم درویش بیچاره و گر دلریش می‌جوئی منم دلریش بیچاره اگر تو آشنا جوئی منم خود آشنای تو و گر بی خویش می‌جوئی منم بی خویش...

مصصفا فرمود بقوا او تقوا باش یک رنگ از دو رنگی فاتقوا جان و دل را دوست می‌ داری ولی لن تنالوا البر حتی تنفقوا