مسیر جاری :
سینهها را خامشی گنجینهٔ گوهر کند
یاد دارم از صدف این نکتهٔ سربسته را
در دیار عشق، کس را دل نمیسوزد به کس
از تب گرم است اینجا شمع بالین خسته را
ساده لوحان جنون از بیم محشر فارغند
بیم رسوایی نباشد نامهٔ ننوشته را
زود گردد چهرهٔ بیشرم، پامال نگاه
میرود گلشن به غارت، باغبان خفته را
مرا از صافی مشرب ز خود دانند هر قومی
که هر ظرفی به رنگ خود برآرد آب روشن را
چه حاجت است به خال آن بیاض گردن را؟
ستاره نقطهٔ سهوست صبح روشن را
دلم هر لحظه از داغی به داغ دیگر آویزد
چو بیماری که گرداند ز تاب درد بالین را
ز افتادگی به مسند عزت رسیده است
یوسف کند چگونه فراموش چاه را؟
غافلان را گوش بر آواز طبل رحلت است
هر تپیدن قاصدی باشد دل آگاه را
دلت ای غنچه محال است سبکبار شود
تا نریزی ز بغل این زر اندوخته را
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
به نام خدائي که بر ذات وي..... محال است هرگز برد عقل پي(قوام يزدي)