مسیر جاری :
ز گریه ابر سیه میشود سفید آخر
بس است اشک ندامت سیاهکاران را
ازان ز داغ نهان پرده برنمیدارم
که دست و دل نشود سرد، لالهکاران را
غم عالم فراوان است و من یک غنچهدل دارم
چسان در شیشهٔ ساعت کنم ریگ بیابان را؟
اگر تو دامن خود را به دست ما ندهی
ز دست ما نگرفته است کس گریبان را
چنان شد عام در ایام ما ذوق گرفتاری
که آزادی کند دلگیر، اطفال دبستان را
بنه بر طاق نسیان زهد را چون شیشهٔ خالی
درین موسم که سنگ از لاله جام آورد مستان را
به هشیاران فشان این دانهٔ تسبیح را زاهد
که ابر از رشتهٔ باران به دام آورد مستان را
مکرر بود وضع روز و شب، آن ساقی جانها
ز زلف و عارض خود، صبح و شام آورد مستان را
آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا
نظر از جمع به شمع است چو پروانه مرا
کو عشق تا به هم شکند هستی مرا
ظاهر کند به عالمیان پستی مرا
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.