کوچه لبریز شد از یک سر بی عمامه

باز هم کوچه و یک لشکر بی عمامه باز افتاده وسط حیدر بی عمامه دود از یک طرف و هلهله از سمت دگر کوچه لبریز شد از یک سر بی عمامه سال ها پیش علی...

هیزم آورده و با قصد ثواب آوردند

جمعیت بیشتر از قبل شتاب آوردند هیزم آورده و با قصد ثواب آوردند روضه خوان گفت که یکبار دگر ابراهیم رفت در آتش و این قوم عذاب آوردند شهادت...

کوچه‌ای بود و دری بود و امامی روی خاک

کوچه‌ای بود و دری بود و امامی روی خاک می‌دوید آشفته‌رو ماه تمامی روی خاک  بی عمامه، بی عصا، بی‌تاب قرآن می‌دوید چند نوبت بین کوچه ریخت جامی...

یادگار مصطفی را قوم سرکَش می کِشند

یادگار مصطفی را قوم سرکَش می کِشند خانه ی وحی و نبوت را به آتَش می کِشند باز در چشمم غم مولا مجسم می شود روضه های مادرش زهرا مجسم می شود ...

به هر دیارِ غریبه، پُر از نشان شماست

رئیس مذهب شیعه! جهان از آنِ شماست ندای حق طلبی، تشنهٔ جهانِ شماست به گوشه گوشهٔ عالم به هر کجا نگیریم به هر دیارِ غریبه، پُر از نشان شماست ...

بر جبین آسمان آثار غم شد آشکار

بر جبین آسمان آثار غم شد آشکار اشک می ریزند نم نم ابرهای داغدار در میان سنگها آیینه ای تنها شده روضه ی تنهایی اش هرگوشه ای برپا شده غرق باران...

در آشیانه مرغ آمینی پرش ریخت

در آشیانه مرغ آمینی پرش ریخت گرم نیایش بود و دشمن بر سرش ریخت در کوچه با پای برهنه، دست بسته آهی کشید و روضه از چشم ترش ریخت شهادت امام صادق...

ای بانی الغدیر و المیزان ها

ای بانی الغدیر و المیزان ها شاگرد تو ذاکران و مقتل خوان ها در محضر چشمان تو علّامه شدند امثال هشام و جابر حیاّن ها شهادت امام صادق علیه السلام...

دوباره حرف آتش و دری که شعله ور شده

دوباره یاد مادری که کشته پشت در شده دوباره حرف آتش و دری که شعله ور شده به یاد غربت علی دوباره بسته ریسمان به جای گردن پدر به گردن پسر ‌شده ...

قدی خمیده داشت که دیگر شکسته شد

باید قسم مگر بخورد؟! صادق است او در مجلسی که قیمت گوهر شکسته شد یک پیر مرد، پای پیاده، به روی خاک قدی خمیده داشت که دیگر شکسته شد شهادت امام...