آتش زدند بر در یک خانه بازهم

نشناختند خشک مقدس مئآب ها خورشیدِ علم را پَسِ ابر حجاب ها مُشتى، رُفوزه در پىِ درس و کتاب ها شاگردهایشان همه در رختخواب ها  آتش زدند بر در...

آقاى بى کسى که غم ارثیه داشته

آقاى بى کسى که غم ارثیه داشته اُنسى به داغِ مادرِ اِنسیه داشته کنج اتاقِ خویش حسینیه داشته با اهل خانه مجلسِ مرثیه داشته حالا گرفته روضه...

چه آورده سرت این روزگار بی مروت ها

چه آورده سرت این روزگار بی مروت ها چه دردی داشتی آقا، چرا با زهر درمان شد میان خانه ای که سوخته تا آخر عمرت به پا هر روز و هر شب روضه شام...

نوایت گاه وا اماه بود و گاه وا جداه

نوایت گاه وا اماه بود و گاه وا جداه بگو یاد چه افتادی چرا چشم تو گریان شد تو را بردند از آن کوچه ای که مادرت افتاد دلیل روشنی دارد اگر زانوت...

دوباره دست بستن شیوه ی دنیا پرستان شد

ندارد شهر زهرایی که یار رهبرش باشد  دوباره دست بستن شیوه ی دنیا پرستان شد پیاده، پا برهنه، پیر مردی در پی مرکب تمام عالم بالا، از این غصه...

هیاهویی به پا گشت و میان شهر طوفان شد

هیاهویی به پا گشت و میان شهر طوفان شد مناجاتت به هم خورد و بساط غم فراوان شد  شده تکرار تاریخ و نصیب کعبه آتش شد امان از این مدینه باز هم...

به یاد مادرتان سوخت خانه و حالا

به یاد مادرتان سوخت خانه و حالا  چقدر خاطره ی تلخ میخ در دارد  امام عشق غریب است و شهر پیغمبر  میان سینه ی خود باز داغ اگر دارد  شهادت امام...

شبیه مادرتان خانه ات در آتش سوخت

شبیه مادرتان خانه ات در آتش سوخت  هنوز شهر برای شما خطر دارد  میان کوچه نکش پیرمرد فاطمه را  عصا ندارد اگر دست بر کمر دارد  شهادت امام صادق...

غریب ماندن در کوچه دردسر دارد

غریب ماندن در کوچه دردسر دارد  فقط خداست که از حال تو خبر دارد  خدا کند که در این کوچه باز حداقل  طناب از سر دست تو دست بردارد  شهادت امام...

فقیر دست تو عالی جناب خواهد شد

هر آنکه از سوی تو انتخاب خواهد شد  به ذره بودن خود آفتاب خواهد شد  میان طایفه مرجع حساب خواهد شد  فقیر دست تو عالی جناب خواهد شد شهادت امام...