ز تو آید حمایت‌ها، رسد از تو عنایت‌ها بیا دین را بکن احیا، چرا پس تو نمی‌آیی؟!

روی او چو «فثم وجه الله» کوی او پو! «فتلک نعم الدار»

روز ما تیره‌تر از شب بود از دوری تو زده آتش به دل ما غم مستوری تو

ز بس ماندم در این چشم انتظاری تمام عمرم از آدینه پر شد

زیبا شود به کارگه عشق، کار من هرگه نظر به صورت زیبا کنم تو را

زحد بگذشت مهجوری زمشتاقان مکن دوری رخ ماه ای نکو منظر! مپوش از عاشق شیدا

رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی

روزگاری که به فرمان حق، آن کشتی‌بان فلک دین را برهاند ز خطر، نزدیک است!

روزه هجر تو از پای بیانداخت مرا چه شود با رطب وصل تو افطار کنیم

ذکر ما کرده که ما ذکر مدامش آریم روز و شب ورد ظهورش به دعا می‌خوانیم‌