مسیر جاری :
شب را سحر باشد ز پی، آخر بهاری میرسد
اندیشه از سرما مکن، سر میشود دوران دی
شب را سحر باشد ز پی، آخر بهاری میرسد
ای منتظر غمگین مشو، قدری تحمل بیشتر
گردی به پاشد در افق، گویی...
ای تیر نگاهت به دل زار کجایی
ای تیر نگاهت به دل زار کجایی
ای روی گلت شمع شب تار کجایی
آرام و قرار دل بی تاب و شکیبم
آرام وقرار دل بیمار کجایی
چشمم به جز بروی تو بینا نمی شود
چشمم به جز بروی تو بینا نمی شود
مایل به سیر و گشت و تماشا نمی شود
عالم اگر به طنز شود چون تو نیستی
لبهای من به خنده دگر وا نمی شود
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید
سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بیتو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بیتو میگویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه...
گل من مهدی صاحب زمان است
گلی گم کردهام میجویم او را
به هر گل میرسم میبویم او را
گل من نی بود این و نه آنست
گل من مهدی صاحب زمان است
در غروب جمعه ما دلخون شدیم
در غروب جمعه ما دلخون شدیم
از غم عشق تو ما مجنون شدیم
در حرم بودیم بهر غفلتی
از حریم آن حرم بیرون شدیم
امشب نشسته بر دلم غمهای عالم
امشب نشسته بر دلم غمهای عالم
بی تو گذشت امروز هم آقای عالم
امروز هم حتی خبر از تو نیامد
شب آمد و من ماندم و غمهای عالم
چون بیاید دردها را جمله درمان میکند
چون بیاید عشق را معنای دیگر میکند
چون بیاید دردها را جمله درمان میکند
چون بیاید نارها همچون گلستان میکند
چون بیاید رازهای خفته سر وا میکند
دلم گرفته برایش خدا کند که بیاید
دلم گرفته برایش خدا کند که بیاید
کنم همیشه دعایش، خدا کند که بیاید
فراق یار نهانم، ربوده تاب و توانم
ز من که کرده جدایش؟ خدا کند که بیاید
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سره ، يكيش بلبل ! «ضرب المثل ايراني»
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.(سعدي)
طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني !«ضرب المثل فارسی»
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
منزلگه عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است
از مردم...
دوست دارم کز غمت یا فاطمه! تنها بگریم