بخوان دعای فرج را و پیشه تقوا کن

بخوان دعای فرج را و پیشه تقوا کن که دست لطف خدا با تو همسفر گردد بخوان دعای فرج را که رد نخواهد شد اگر که ناله و اشک تو بیشتر گردد

بخوان دعای فرج را و از خدا بطلب

بخوان دعای فرج را و از خدا بطلب وجود نازکش ایمن ز هر خطر گردد بخوان دعای فرج را کنار پرده اشک که دانه دانه اشکت در و گوهر گردد

بخوان دعای فرج را که یار برگرد

بخوان دعای فرج را که یار برگردد بخوان دعای فرج را که شب سحر گردد بخوان دعای فرج را اگر که می خواهی حدیث غیبت یار تو مختصر گردد

می ترسم از آخرش قبولم نکند

می ترسم از آخرش قبولم نکند سینه زن مادرش قبولم نکند می ترسم از اینکه بعد عمری مهدی بر نوکری درش قبولم نکند

تو غرق عطام میکنی اما من

تو غرق عطام میکنی اما من از غصه رهام میکنی اما من باید که بمیرم از خجالت‌، وقتی هر لحظه دعام میکنی اما من

از تاب و تبت بزن ولی شعر بگو

از تاب و تبت بزن ولی شعر بگو از ذکر لبت بزن ولی شعر بگو درباره ی صاحب الزمان ای شاعر از نان شبت بزن ولی شعر بگو

دل را به تویادگاردادن خوب است

دل را به تویادگاردادن خوب است دردست تو اختیاردادن خوب است ما منتظریم و عاشق و دلدارت آقا چقدر شعاردادن خوب است

ما حق تو را اِدا نکردیم هنوز

ما حق تو را اِدا نکردیم هنوز جان در ره تو فدا نکردیم هنوز شرمنده که آخر دعا می فهمیم بهر فرجت دعا نکردیم هنوز

از بهر ظهورش صلواتی بفرست

در خانۀ قبر خود براتی بفرست بر عفو گناهت حسناتی بفرست گر منتظر یوسف زهرا هستی از بهر ظهورش صلواتی بفرست

گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری

مباد آن که بیایی و مرده باشم من شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا