مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 13

الهی تا بتو آشنا شدم از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم نهان بودم پیدا شدم.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 14

الهی از بنده با حکم ازل چه برآید و بر آنچه ندارد چه باید. کوشش بنده چیست ؟ کار خواست تو دارد، بجهد خویش نجات خویش کی تواند ؟

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 15

الهی ای سزای کرم و ای نوازندهٔ عالم، نه بآخر شادیست نه با یاد تو غم، خصمی و شفیعی و گواهی و حَکَم.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 16

الهی تو دوستان را بدشمنان می نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و بادی...

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 17

الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 18

الهی دستم گیر که دست آویز ندارم، و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 19

الهی خود را از همه بتو وابستم، اگر بداری ترا پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 2

الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 3

الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی.

مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 4

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت ای ظاهر بی صورت وای –باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای...