مسیر جاری :
وقتي که کبوتر با زاغ پرواز مي کند، پرهايش همچنان سفيد مي ماند ولي دلش...
وقتي که کبوتر با زاغ پرواز مي کند، پرهايش همچنان سفيد مي ماند ولي دلش سياه مي گردد. «ضرب المثل آلماني»
وقتي که انسان خودش خوب نباشد، ميل دارد از بديهاي ديگران سخن بگويد. «ضرب...
وقتي که انسان خودش خوب نباشد، ميل دارد از بديهاي ديگران سخن بگويد. «ضرب المثل يوگسلاويايي»
وقتي که انجير در کيسه ات هست، همه مي خواهند دوستت شوند. «ضرب المثل آلبانيايي»
وقتي که انجير در کيسه ات هست، همه مي خواهند دوستت شوند. «ضرب المثل آلبانيايي»
وقتي که تلخي مصيبت تمام مي شود، شيريني خوشبختي فرا مي رسد. «ضرب المثل چيني»
وقتي که تلخي مصيبت تمام مي شود، شيريني خوشبختي فرا مي رسد. «ضرب المثل چيني»
وقتي که چشمها نابينا باشد، عينک به درد نمي خورد. «ضرب المثل سوييسي»
وقتي که چشمها نابينا باشد، عينک به درد نمي خورد. «ضرب المثل سوييسي»
وقتي که دست و پا بسته مي شود، زبان تندتر مي دود. «ضرب المثل آلماني»
وقتي که دست و پا بسته مي شود، زبان تندتر مي دود. «ضرب المثل آلماني»
وقتي که شير مرده است، شغال دم او را مي کشد. «ضرب المثل اسپانيايي»
وقتي که شير مرده است، شغال دم او را مي کشد. «ضرب المثل اسپانيايي»
وقتي که عقل زياد شود، نطق و بيان کم مي گردد. «ضرب المثل عربي»
وقتي که عقل زياد شود، نطق و بيان کم مي گردد. «ضرب المثل عربي»
وقت طلاست، اما اگر کسي قدر آن را بداند. «ضرب المثل کانادايي»
وقت طلاست، اما اگر کسي قدر آن را بداند. «ضرب المثل کانادايي»
وقتي که خشم سخن مي گويد، خردمندي صورتش را مي پوشاند. «ضرب المثل چيني»
وقتي که خشم سخن مي گويد، خردمندي صورتش را مي پوشاند. «ضرب المثل چيني»
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.(سعدي)
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
دوست دارم کز غمت یا فاطمه! تنها بگریم
طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني !«ضرب المثل فارسی»
منزلگه عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است
از مردم...
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
من حسرت دیدار تو دارم به که گویم
از بهر تو من ابر بهارم به که گویم
غیر...
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
الا ای مادر پهلو شکسته