مسیر جاری :
ای سروِ من! آن قدِ رسایت چه شده است؟
آن باغِ نگاهِ دلربایت چه شده است؟
در دست تو بود، آب اگر آبی بود
سقای من، آه، دست هایت چه شده است؟
آن شیر که فرمانده لشکر گردید
سقای گلِ سرخِ پیمبر گردید
تفتیده جگر، برون شد از شط فرات
در دجله خونِ خود شناور گردید
بر تشنه لبان، دجله بی تاب، گریست
چون چشمِ فرات، مشک پُر آب، گریست
در دامن کهکشانیِ دشتِ عطش
خورشید، کنارِ نعشِ مهتاب، گریست
آغشته به خون، سپیده دم شد ای وای
یک لاله، ز باغِ عشق، کم شد ای وای
بر مصحفِ خون، رسولِ تاریخ نوشت
اسطوره والقلم، قلم شد ای وای
هر چند چراغِ ماه، سوسو بزند
با عشق، کدام صخره، پهلو بزند؟
برخاست، صلا به تشنگان داد و فرات
برخاست که بوسه بر لب او بزند
پیراهنی از زخم، به تن دوخته است
این رسم، ز حضرتِ غم آموخته است
ای سروِ تماشاییِ ایمان، عباس!
دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است
در محضرِ آفتاب، جان می دادی
در آتشِ التهاب، جان می دادی
آن روز، به دشتِ کربلا، ای عباس!
لب تشنه، کنارِ آب، جان می دادی
تا جنگلی از تیغ، بر او راه گرفت
بارانِ هر آنچه زخم، ناگاه گرفت
خورشید! بر او نماز آیات بخوان
در علقمه، از خون، رخِ آن ماه گرفت
یک باره چو مِهر، شعله ور گشت عباس
سوزنده تر از خشمِ شرر گشت عباس
ا یادِ لبِ خشکِ جگر گوشه عشق
از شط فرات، تشنه برگشت عباس
از ساغرِ ماه، باده نوشید و گذشت
بر تن، زره از ستاره پوشید و گذشت
بی دست، کنارِ شط خونین فرات
خورشیدصفت، به شب خروشید و گذشت
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
اگر هم سفر از تو بهتر و يا با تو برابر نباشد و يار اگر نادان باشد تنهائي...
وقف، نماد رشد انساني در جامعه ديني است.
از نشانه هاي بي خردي ، ندانستن ثبات فکري و تنوع طلبي زياد است .
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
پشت نگاهم نگاهی است که از فراسوی زمان و مکان تو را انتظار می کشد
تمامی...
با وقف قسمتي از اموال خويش دنيا و آخرت خود و فرزندمان را بيمه كنيم.
وقف،چشمه جوشان و مستمر براى حيات ابدى است.
بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سره ، يكيش بلبل ! «ضرب المثل ايراني»
تو آمدی رمضان سفره ی ضیافت شد