هیچ کس ما را نمی آرد به خاطر، ای عجب یاد عالم می کنیم اما فراموشیم ما پرتو بیضایی

هر چند موثر است باران تا دانه نیفکنی نروید سعدی

هر نا کس و کس می کند آزار دل من با آنکه به گیتی سر آزار کسم نیست مشفق کاشانی

هر نفس چون گل به بادش می دهم گنج باد آورده را ماند دلم علی معلم

هزار خویش که بیگانه از خدا باشد فدای یک تن بیگانه که آشنا باشد سعدی

هست تیغ زبان ز تیغ بتر کاین خورد بر تن و آن خورد به جگر مکتبی

همت بلند دار که نزد خدا و خلق باشد به قدر همت تو، اعتبار تو ابن یمین

همرهی شرط است اندر کارها تا رسد آسان به منزل بار ها یاسمی

همه جا به بی وفایی مثلند خوبرویان تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی هاتف اصفهانی

همه خفتند و به غیر از من و پروانه و شمع قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز عماد خراسانی