همه را بیاموزدم، ز تو خوشترم نیامد چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد مولوی

همه شهر ایران سرای من است که نیک و بدش از برای من است فردوسی

هر که غیرت نداشت دینش نیست آن ندارد کسی که اینش نیست اوحدی

هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد سعدی

هر که در آتش سودای تو امروز بسوخت ظاهر آنست که فردا بود ایمن ز عذاب خواجوی کرمانی

هر که شد خاک نشین، برگ و بری پیدا کرد سبز شد دانه، چو با خاک سری پیدا کرد اعلایی

هر که گفتار نرم پیش آرد همه دل ها به قید خویش آرد مکتبی

هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد چو گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد خادم اصفهانی

هر که از جاده ی انصاف نهد پا بیرون سینه ی او هدف تیر حوادث گردد

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست حافظ