مسیر جاری :
بزرگان میکنند از تلخرویی سرمه در کارم
اگرچه با جواب خشک ازین کهسار خرسندم
مرا بیزار کرد از اهل دولت، دیدن دربان
به یک دیدن، ز صد نادیدنی آزاد گردیدم
منه انگشت بر حرفم، اگر درد سخن داری
که بر هر نقطه من صد بار چون پرگار گردیدم
ز راستی نبود شاخههای بی بر را
خجالتی که من از قامت دو تا دارم
از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم
از دست روزگار برون چون دعا شدم
درین قلمرو آفت، ز ناتوانیها
به هر کجا که نشستم خط غبار شدم
فیض در بیخبری بود چو هشیار شدم
صرفه در خواب گران بود چو بیدار شدم
اول ز رشک محرمیم سرمه داغ بود
چون خواب، رفته رفته به چشمش گران شدم
عشق بر هر کس که زور آورد، من گشتم خراب
سیل در هر جا که پا افشرد، من ویران شدم
چون ماه مصر، قیمت من خواست عذر من
گر یک دو روز بار دل کاروان شدم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت
اس ام اس میلاد امام کاظم
چشم حق بين و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراييان است.
مهارت های زندگی | معاشرت با دیگران: نکته هفتاد و هفت
مهارت های زندگی | روشهای موفقیت در کسب و کار: نکته هفتاد و یک
عدالت و جمهوری اسلامی
غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود
مهم نيست كه شما سرنگون شويد مهم آن است كه دوباره برپاخيزيد. ونسان لومباردي