مسیر جاری :
نرمی ره شد چون مخمل تار و پود خواب من
جای گل، ای کاش آتش زیر پا میداشتم
عاقبت زد بر زمینم آن که از روی نیاز
سالها بر روی دستش چون دعا میداشتم
تمام از گردش چشم تو شد کار من ای ساقی
ز دست من بگیر این جام را کز خویشتن رفتم
دیوانهام که بر سر من جنگ میشود
جنس کساد کوچه و بازار نیستم
رزق میآید به پای خویش تا دندان به جاست
آسیا تا هست، در اندیشه نان نیستم
نشتر از نامردمی در پردهٔ چشمم شکست
از ره هر کس به مژگان خار و خس برداشتم
بی نیاز از خلق از دست دعای خود شدم
حاصل عالم ازین یک کف زمین برداشتم
من که روشن بود چشم نوبهار از دیدنم
یک چمن خمیازه در آغوش چون گل داشتم
از جام بیخودی کرد، ساقی خدا پرستم
بودم ز بت پرستان، تا از خودی نرستم
راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد
ایمن شدم ز شیطان، تا توبه را شکستم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت
چشم حق بين و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراييان است.
اس ام اس میلاد امام کاظم
غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود
عدالت و جمهوری اسلامی
مهارت های زندگی | معاشرت با دیگران: نکته هفتاد و هفت
مهارت های زندگی | روشهای موفقیت در کسب و کار: نکته هفتاد و یک
مهم نيست كه شما سرنگون شويد مهم آن است كه دوباره برپاخيزيد. ونسان لومباردي