مسیر جاری :
فریب زندگی تلخ داد دایه مرا
ز شکری که به طفلی مرا به کام کشید
زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است
تا نگردی مست، این بار گران نتوان کشید
میزنم بر کوچهٔ دیوانگی در این بهار
بیش ازین خجلت ز روی کودکان نتوان کشید
هر جا که کند گرد غم از دور سیاهی
زیر علم بادهٔ روشن بگریزید
از قید فلک بر زده دامن بگریزید
چون برق، ازین سوخته خرمن بگریزید
ماتمکدهٔ خاک ،سزاوار وطن نیست
چون سیل، ازین دشت به شیون بگریزید
احوال من مپرس، که با صد هزار درد
میبایدم به درد دل دیگران رسید
نیست از خونابه نوشان هیچ کس جز من به جا
ساغر یک بزم میباید مرا تنها کشید
آه ازین شورش که ناز دولت بیدار را
از سبک قدران سنگین خواب میباید کشید
به پای خم برسانید مشت خاک مرا
که دستگیری من از سبو نمیآید
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
روزي که بشر کاملا به ناداني خود پي برد موفقيت عظيمي را دريافته است، زيرا...
ز کهکشان فضیلت طنین فکنده به عالم
دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای
امامت امام زمان
ای چراغ خانه ی خاموش من زهرا مرو
زِ داغ آن حمیده وامصیبت
شور محشر بر پا
شام غریبان حضرت زهراست
دل زینب می گیره نرو ، زهرا زهرا
سوزانده مرا اشک غریبانه ات ای یار