از دوری راه تا بکی آه کنی منزل نشناسی و همین آه کنی یا رب چه شود که بر سر هستی خود یک گام نهی و قصه کوتاه کنی

لعل میگون و چشم فتان داری کاکل آشفته، مو پریشان داری از بسکه بحسن ناز و طوفان داری هر سو هر دم هزار قربان داری

تا کی ز جهان پرگزند اندیشی تا چند ز جان مستمند اندیشی این کز تو توان ستد همین کالبد است در مزبله گو مباش چند اندیشی

اس ام اس رباعی

اس ام اس رباعی ای آنکه ز نام خود بتنگ آمده‌ای یک گام نرفته سر به سنگ آمده‌ای عارت بادا که ننگ، دارد ز تو عار عارت بادا که ننگ ننگ آمده‌ای

اس ام اس شعر

 اس ام اس شعر عُمرم همه صرف شد در این خونخواری تا در صف محشرم چه بر سر آری یک نام مقدست اگر قهار است در لطف هزار نام دیگر داری

پیامک رباعی

 پیامک رباعی ای آنکه نباشدم بتو دسترسی بی یاد تو بر نیـٰارم از دل نفسی وصل تو کجا و همچو من هیچکسی روح القدسی نیـٰاید از هر مگسی

در مهد هوی غنوده‌ای معذوری دیده نه چو ما گشوده‌ای معذوری دل زین عالم نمیتوانی بر کند در عالم دل نبوده‌ای معذوری

تا دست به سبحه میزنی زناری تا روی به دوست مسکینی دیداری دیریست که در طواف بیت اللهی غیری تا در توهم اغیاری

ای آنکه همیشه مست جام هوسی بی رنج درین راه بجـٰائی نرسی نوشی خون از چه زنی نیش به دل کم نتوان بود در جهـٰان از مگسی

اس ام اس رباعی

اس ام اس رباعی ای پادشه مملکت آگاهی در زیر نگین تو را، ز مه تا ماهی باختم رسل چسان رسالت شد ختم ختم است چنان، بحضرت تو شاهی