ای آنکه همیشه مست جام هوسی بی رنج درین راه بجـٰائی نرسی نوشی خون از چه زنی نیش به دل کم نتوان بود در جهـٰان از مگسی

اس ام اس رباعی

اس ام اس رباعی ای پادشه مملکت آگاهی در زیر نگین تو را، ز مه تا ماهی باختم رسل چسان رسالت شد ختم ختم است چنان، بحضرت تو شاهی

اس ام اس شعر

اس ام اس شعر تا در ره دوست سر ز پا میدانی نه مبدأ خود، نه منتها میدانی در عالم آشنائی ای بیگانه تا بیگانه ز آشنا میدانی

پیامک رباعی

پیامک رباعی تا جانب دوست رو ز هر سو نکنی از گلبن تحقیق گلی بو نکنی چون جانب دوست رو نهی هر جا هست ز نهار بجانب دگر رو نکنی

پیامک شعر

پیامک شعر گر بوئی از آن زلف معنبر یابی مشکل که دگر پای خود از سر یابی از خجلت دانائی خود آب شوی گر لذت نادانی ما دریابی

رباعیات رضی‌الدین آرتیمانی

 رباعیات رضی‌الدین آرتیمانی در صومعه و مدرسه گشتیم بسی در دهر نبود، هیچ فریادرسی رندی ز کجا و زهد و سالوس کجا دین و دنیا بهم ندیده است کسی

رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی صد حیف ایدل که مرد دیدار نه‌ای واقف به تجلیات اسرار نه‌ای قانع به همینی که دو چشمت باز است خرگوش صفت، و لیک بیدار نه‌ای

ای یافته هر چه خواسته از یزدان اسکندر و مهدی و سلیمان زمان ای آنکه ز شٰان، میر در گاه تو را قیصر، قیصر خواند و خاقان، خاقان

صد شکر که نیستم من از بی‌خبران گه مست ز وصلم و گهی از هجران دانشمندان تمام گریٰان بر من خندان من دیوانه به دانشمندان

نی در غم فرزند و زن و خویشم من نی خویش به قید مذهب و کیشم من رفتم که حساب خود کنم هیچ نبود شاید اگر از هیچ نیندیشم من