مهدوی

بیا که بی گل رویت بهار پاییز است

بیا که بی گل رویت بهار پاییز است بیا که بی تو به بستان و باغ آذین نیست کدام سینه ز شمع محبت تو نسوخت کدام دیده ز اشک فراق خونین نیست

مهدوی

بهار رحمت حق با تو دیده خواهد شد

بیا که با تو شکوفه دهد نهال امید بهار رحمت حق با تو دیده خواهد شد رسید مژده به ما کز نسیم آمدنت بهار عدل علی آفریده خواهد شد

مهدوی

ز باغ وحی گل نور چیده خواهد شد

بدون فیض وصالت، به زیر بار فراق بلند قامت هستی خمیده خواهد شد به پاس مقدمت ای نوبهار عدل و امید ز باغ وحی گل نور چیده خواهد شد

مهدوی

از خدا دارم تمنا کز سفر مهدی بیاید

خون مظلومِ شهید کربلا جوشد به عالَم از پی خونخواهی خون پدر مهدی بیاید طول غیبت شیعیان را بس ملال انگیز باشد از خدا دارم تمنا کز سفر مهدی بیاید

مهدوی

غم نخور مى شود آخر گره ها وا حتما

دورى غیبت طولانى و تأخیر ظهور امتحانى است براى همه ى ما حتما کار ما منتظران چیست؟ امید و تقوا غم نخور مى شود آخر گره ها وا حتما

مهدوی

تو چون به جلوه در آیی سپیده خواهد شد

تو چون به جلوه در آیی سپیده خواهد شد فروغ باغ سحرگاه دیده خواهد شد چراغ صبح ز نور تو می شود روشن که با تجلی رویت سپیده خواهد شد

مهدوی

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد یا درد و غم طی می شود، یا شهریاری می رسد گر کارگردان جهان، باشد خدای مهربان این کشتی طوفان زده هم بر...

مهدوی

ز کوچه های دلم می کنی هماره عبور

تو غایبیّ و بود خلق عالمت به حضور به هر مقامی که هستی دهی به هستی نور چگونه غایبی از دیده ام که می بینم ز کوچه های دلم می کنی هماره عبور

مهدوی

دعا کنید که خورشید جلوه گر گردد

دعا کنید که این شام غم سحر گردد دعا کنید که خورشید جلوه گر گردد دعا کنید که این روزگار سر گردان ز کوی گم شده ی خویش با خبر گردد اللهم عجّل...

مهدوی

کی تو بهار ناگهان! ما را شکوفا می کنی؟

دروازه های نور را بستند و ما و تیرگی کی می رسی و ناگهان دروازه را وا می کنی؟ باغ زمستان دیده ام با شاخه هایی یخ زده کی تو بهار ناگهان! ما...