قُمْپز در کردن
«قپوز» در زمان امپراطوری عثمانی توپی سر یُر بوده است که آنها در جنگ‌های با ایران از آن استفاده می‌کردند. این توپ اثر تخریبی نداشته؛ زیرا در آن...
شنبه، 24 اسفند 1392
کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند
ظریفی در باغچه خانه‌اش تعداد زیادی قلمه مو نشانده بود. غروب به غروب آنها را از خاک بیرون می‌کشید و در اتاقی می‌گذاشت و قفلی سنگین بر در آن می‌زد...
شنبه، 24 اسفند 1392
قربانی نمی‌شود خر، اما پولش می‌شود خیلی بهتر
شخص متظاهری همیشه می‌گفت مایلم یک قربانی بدهم، ولی چیزی جز خر ندارم، خر را هم که قربانی نمی‌شود کرد. اطرافیان که می‌خواستند او را به انجام این...
شنبه، 24 اسفند 1392
قمار، باختش باخت است، بُردش هم باخت است
گفته‌اند که حکیمی در وقت مردن به پسرش وصیت کرد و گفت: هرگاه به قماربازی میل نمودی اول برو پیش لیلاج که استاد و سرآمد همه قماربازان است و با او...
شنبه، 24 اسفند 1392
قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید
پادشاهی با غلام عجمی در کشتی نشسته بود و غلام هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده، گریه و زاری درنهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد. چندان که...
شنبه، 24 اسفند 1392
قربان بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم
در روزگاران قدیم مردی ثروتمند بود و این مرد فرزندی عیاش داشت. هر چه پدر به فرزند خود نصیحت می‌کرد که با دوستان بد معاشرت نکن و دست از این و‌لخرجی‌ها...
شنبه، 24 اسفند 1392
عیب کس منگر به عیب خود ببین
آن یکی را خال اندر چشم بود * بی‌خبر از خود بُدو خشم بود در ملامت، نیک بر بسته کمر* می‌زد او را طعن بر خال بَصَر وان دگر گستاخ گشته در زفان *...
شنبه، 24 اسفند 1392
علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد
قومی از آموزه‌های آسمانی سر بر تافتند و در نتیجه، خدا آنها را به بیماریی گرفتار کرد که درمان نداشت و هر روز تعداد بسیاری از مردم می‌مردند. روزی...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
عطایش را به لقایش بخشیدم
درویشی را ضرورتی پیش آمد. کسی گفت: «فلان، نعمت وافر دارد و اگر بر حاجت تو واقف شود، در قضای آن توقف روا ندارد.» گفت: «من او را ندانم.» گفت: «مَنَت...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
ظن بد بردن به مردم، بد به خود کردن بود
«یکی از بزرگان دین گفت: وقتی در گورستان بقیع نشسته بودم که جوانی آمد و به تندی از پیش من گذشت. با خود گفتم: ببینید این مرد از چه قرار به راه...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
عبادت به جز خدمت خلق نیست
در اخبار شاهان پیشینه هست * که چون تُکله بر تخت زنگی نشست به دورانش از کس نیازرد کس * سَبَق بُرد اگر خود همین بود و بس چنین گفت یک ره به صاحب‌دلی...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
ظلم حاکم باعث ویرانی مُلکش می‌شود
خانه ظلم، خراب است تو هم می‌دانی * مثل کف، بر سر آب است تو هم می‌دانی گر همی عمر ابد خواهی بپرهیز از ستم *‌ زانکه از روی ستم کاری است اندک عمر،...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
طمع از نجاست سگ، نجس‌تر است!
حاکمی روزی از وزیرش پرسید: «چه چیزی است که از همه چیزها بدتر و نجس‌تر است. وزیر در جواب ماند و چیزی نتوانست بگوید. از حاکم مهلت خواست و از شهر...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
جابه‌جا ک نعبد، جابه‌جا ک نستعین
هر سخن جایی و هر کاری موقعی دارد. اصل مثل آن است که از دانشمندی ظریف و شوخ‌طبع پرسیدند: سبب چیست که لفظ ایاک در آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین»...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
تخم مرغ دزد، شتر دزد می‌شود
پسری در خردسالی تخم مرغِ دزدیده برای مادر آورد. مادر او را بنواخت و کرده او را بستود. پس چون به حدّ رشد رسید و مردی شد، شتری به سرقت برد. مأموران...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
تو نیکی می‌کن و در دجله انداز
متوکل، خلیفه ستم‌کار عباسی به جوانی به نام «فتح» علاقه‌مند شد، به گونه‌ای که تمام فنون زمان را به او آموخت تا اینکه نوبت به شناگری رسید. از قضا،...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
پیری است و هزارش عیب
گفت پیری مر طبیبی را که من * در زحیرم از دماغ خویشتن گفت: از پیریت آن ضعف دماغ * گفت: بر چشمم ز ظلمت هست داغ گفت: از پیری است ای شیخ قدیم! *...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
پنبه‌دزد دست به ریشش می‌کشد
پنبه‌های تاجری به سرقت رفت. هر چه گشتند دزد را نیافتند و عاقبت به قاضی شکایت بردند. قاضی دستور داد همه افراد مشکوک را در یک محل جمع کنند تا دزد...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
پشه چو پُر شد بزند پیل را
صعوه‌ای در کنار دریا بالای درختی آشیانه داشت و بچه کرده و در آن بیشه فیلی بود. هر روز به کنار دریا می‌آمد و آب می‌خورد و در سایه آن درخت می‌آسود...
سه‌شنبه، 20 اسفند 1392
پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد
این مصرع از سعدی شیرازی است که در باب اول گلستان در سیرت پادشاهان آمده است.
دوشنبه، 19 اسفند 1392