چو چشم مست تو با خواب مي‌کند بازي
چو چشم مست تو با خواب مي‌کند بازي شاعر : خواجوي کرماني دو چشم من همه با آب مي‌کند بازي چو چشم مست تو با خواب مي‌کند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ميا در قلب عشق ايدل که بازي نيست جانبازي
ميا در قلب عشق ايدل که بازي نيست جانبازي شاعر : خواجوي کرماني مکن بر جان خويش آخر ز راه کين کمين سازي ميا در قلب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گرفتمت که بگيرم عنان مرکب تازي
گرفتمت که بگيرم عنان مرکب تازي شاعر : خواجوي کرماني کجا روم که فرس بر من شکسته نتازي گرفتمت که بگيرم عنان مرکب تازي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سحر چون باد عيسي دم کند با روح دمسازي
سحر چون باد عيسي دم کند با روح دمسازي شاعر : خواجوي کرماني هزار آوا شود مرغ سحر خوان از خوش آوازي سحر چون باد عيسي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر تو عشق نبازي بعمر خويش چه نازي
اگر تو عشق نبازي بعمر خويش چه نازي شاعر : خواجوي کرماني که کار زنده‌دلان عشق بازي است نه بازي اگر تو عشق نبازي بعمر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صبح وصل از افق مهر بر آيد روزي
صبح وصل از افق مهر بر آيد روزي شاعر : خواجوي کرماني وين شب تيره‌ي هجران بسر آيد روزي صبح وصل از افق مهر بر آيد روزي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي آفتاب رويت در اوج دلفروزي
اي آفتاب رويت در اوج دلفروزي شاعر : خواجوي کرماني وي تير چشم مستت در عين ديده دوزي اي آفتاب رويت در اوج دلفروزي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در دلم بود کزين پس ندهم دل بکسي
در دلم بود کزين پس ندهم دل بکسي شاعر : خواجوي کرماني چکنم باز گرفتار شدم در هوسي در دلم بود کزين پس ندهم دل بکسي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو چون قربان نمي‌گردي کجا همکيش ما باشي
تو چون قربان نمي‌گردي کجا همکيش ما باشي شاعر : خواجوي کرماني بترک خويش و بيگانه بگو تا خويش ما باشي تو چون قربان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر بفريب مي‌کشي ور بعتاب مي‌کشي
گر بفريب مي‌کشي ور بعتاب مي‌کشي شاعر : خواجوي کرماني دل به تو مي‌کشد مر از آنکه لطيف و دلکشي گر بفريب مي‌کشي ور...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يا حادي‌النياق قد ذبت في‌الفراق
يا حادي‌النياق قد ذبت في‌الفراق شاعر : خواجوي کرماني عرج علي اهيلي و اخبرهم اشتياقي يا حادي‌النياق قد ذبت في‌الفراق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبست و خلوت و مهتاب و ساغر اي بت ساقي
شبست و خلوت و مهتاب و ساغر اي بت ساقي شاعر : خواجوي کرماني بريز خون صراحي بيار باده باقي شبست و خلوت و مهتاب و ساغر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تشنه‌ام تا بکي آخر بده آبي ساقي
تشنه‌ام تا بکي آخر بده آبي ساقي شاعر : خواجوي کرماني في حشاي اضطرمت نايرة الا شواق تشنه‌ام تا بکي آخر بده آبي ساقي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تبسمت الزهر والمزن باک
تبسمت الزهر والمزن باک شاعر : خواجوي کرماني و غررت الودق و الديک حاک تبسمت الزهر والمزن باک زمين سپاهان ندانم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دلکم برد بغارت ز برم دلبرکي
دلکم برد بغارت ز برم دلبرکي شاعر : خواجوي کرماني سر فرو کرده پري پيکرک از منظرکي دلکم برد بغارت ز برم دلبرکي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون نيست ما را با او وصالي
چون نيست ما را با او وصالي شاعر : خواجوي کرماني کاجي بکويش بودي مجالي چون نيست ما را با او وصالي از خاک کويش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوش بر طرف چمن گلبانگ مي‌زد بلبلي
دوش بر طرف چمن گلبانگ مي‌زد بلبلي شاعر : خواجوي کرماني مي‌فکند از ناله هر دم در گلستان غلغلي دوش بر طرف چمن گلبانگ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوشا شراب محبت ز ساغر ازلي
خوشا شراب محبت ز ساغر ازلي شاعر : خواجوي کرماني قدح بروي صبوحي کشان لم يزلي خوشا شراب محبت ز ساغر ازلي شراب را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
راه بي پايان عشقت را نيابم منزلي
راه بي پايان عشقت را نيابم منزلي شاعر : خواجوي کرماني قلزم پر شور شوقت را نبينم ساحلي راه بي پايان عشقت را نيابم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يا من اليک ميلي قف ساعة قبيلي
يا من اليک ميلي قف ساعة قبيلي شاعر : خواجوي کرماني بالدمع بل ذيلي هذا نصيب ليلي يا من اليک ميلي قف ساعة قبيلي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390