عالمي در ره تو حيرانند
عالمي در ره تو حيرانند شاعر : انوري پيش و پس هيچ ره نمي‌دانند عالمي در ره تو حيرانند چون به کارت رسند درمانند...
شنبه، 28 اسفند 1389
گرد ترا دل همي چنان خواهد
گرد ترا دل همي چنان خواهد شاعر : انوري که دل از بنده رايگان خواهد گرد ترا دل همي چنان خواهد کانچه خواهي تو جز...
شنبه، 28 اسفند 1389
يارم اين بار، بار مي‌ندهد
يارم اين بار، بار مي‌ندهد شاعر : انوري بخت کارم قرار مي‌ندهد يارم اين بار، بار مي‌ندهد چرخ جز کوکنار مي‌ندهد...
شنبه، 28 اسفند 1389
هرکه دل بر چون تو دلداري نهد
هرکه دل بر چون تو دلداري نهد شاعر : انوري سنگ بر دل بي‌تو بسياري نهد هرکه دل بر چون تو دلداري نهد روزگارش اين...
شنبه، 28 اسفند 1389
دوش آنکه همه جهان ما بود
دوش آنکه همه جهان ما بود شاعر : انوري آراسته ميهمان ما بود دوش آنکه همه جهان ما بود گر چند بلاي جان ما بود ...
شنبه، 28 اسفند 1389
من آن نيم که مرا بي‌تو جان تواند بود
من آن نيم که مرا بي‌تو جان تواند بود شاعر : انوري دل زمانه و برگ جهان تواند بود من آن نيم که مرا بي‌تو جان تواند...
شنبه، 28 اسفند 1389
آن روزگار کو که مرا يار يار بود
آن روزگار کو که مرا يار يار بود شاعر : انوري من بر کنار از غم و او در کنار بود آن روزگار کو که مرا يار يار بود ...
شنبه، 28 اسفند 1389
دوش تا صبح يار در بر بود
دوش تا صبح يار در بر بود شاعر : انوري غم هجران چو حلقه بر در بود دوش تا صبح يار در بر بود دي همه روز اگرچه بر...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي دلبر عيار ترا يار توان بود
اي دلبر عيار ترا يار توان بود شاعر : انوري غمهاي ترا با تو خريدار توان بود اي دلبر عيار ترا يار توان بود با ياد...
شنبه، 28 اسفند 1389
آنچه بر من در غم آن نامسلمان مي‌رود
آنچه بر من در غم آن نامسلمان مي‌رود شاعر : انوري بالله ار با موئمن اندر کافرستان مي‌رود آنچه بر من در غم آن نامسلمان...
شنبه، 28 اسفند 1389
آب جمال جمله به جوي تو مي‌رود
آب جمال جمله به جوي تو مي‌رود شاعر : انوري خورشيد در جنيبت روي تو مي‌رود آب جمال جمله به جوي تو مي‌رود دل در...
شنبه، 28 اسفند 1389
دست در روزگار مي‌نشود
دست در روزگار مي‌نشود شاعر : انوري پاي عمر استوارمي‌نشود دست در روزگار مي‌نشود در دل و ديده خوار مي‌نشود شاهد...
شنبه، 28 اسفند 1389
وصلت به آب ديده ميسر نمي‌شود
وصلت به آب ديده ميسر نمي‌شود شاعر : انوري دستم به حيله‌هاي دگر درنمي‌شود وصلت به آب ديده ميسر نمي‌شود هيچم حديث...
شنبه، 28 اسفند 1389
چون نيستي آنچنان که مي‌بايد
چون نيستي آنچنان که مي‌بايد شاعر : انوري تن در دادم چنانکه مي‌آيد چون نيستي آنچنان که مي‌بايد الحق نه که هيچ...
شنبه، 28 اسفند 1389
دوستي يک دلم همي بايد
دوستي يک دلم همي بايد شاعر : انوري وگرم خون دل خورد شايد دوستي يک دلم همي بايد تا به عمري از اين يکي زايد ...
شنبه، 28 اسفند 1389
دل در هوست ز جان برآيد
دل در هوست ز جان برآيد شاعر : انوري جان در غمت از جهان برآيد دل در هوست ز جان برآيد مقصود تو از ميان برآيد ...
شنبه، 28 اسفند 1389
ز هجران تو جانم مي‌برآيد
ز هجران تو جانم مي‌برآيد شاعر : انوري بکن رحمي مکن کاخر نشايد ز هجران تو جانم مي‌برآيد که مي‌کن حيله‌اي تا شب...
شنبه، 28 اسفند 1389
کان کيست که در برابر آيد
کان کيست که در برابر آيد شاعر : انوري کس نيست که بر بساط عشقت کان کيست که در برابر آيد ماييم و سري و اندکي زر...
شنبه، 28 اسفند 1389
صبر با عشق بس نمي‌آيد
صبر با عشق بس نمي‌آيد شاعر : انوري يار فريادرس نمي‌آيد صبر با عشق بس نمي‌آيد قدمي باز پس نمي‌آيد دل ز کاري...
شنبه، 28 اسفند 1389
درد سر دل به سر نمي‌آيد
درد سر دل به سر نمي‌آيد شاعر : انوري پاي از گل عشق برنمي‌آيد درد سر دل به سر نمي‌آيد وين بخت ز رخنه درنمي‌آيد...
شنبه، 28 اسفند 1389