تنها ميان كلاه‌سبزهاي عراقي و روسري نارنجي‌هاي منافق
اشاره: آن‌قدر پشت جبهه مظلوم است كه وقتي اين جملات را از زبان همسراني چنين فداكار مي‌شنوي، تازه متوجه مي‌شوي كه اگر صبر زنان پشت جبهه نبود، مردان...
شنبه، 24 تير 1391
تا آن‌جا كه ديده مي‌شد، نگاهش كردم
عيد غدير سال 1357 عقد كرديم. مراسم عقدمان در حسينيه برگزار شد. هميشه حس مي‌كنم در آن دوازده‌سال زندگي، من با يكي از ملائك ازدواج كرده بودم؛ اصلاً...
پنجشنبه، 22 تير 1391
بادبان های همیشه برافراشته
حميد، از بچه‌هاي جوان محله‌مان بود که خانوادة خيلي بدي داشت. يک خانة دو طبقه را در نظر بگيريد، با پدري که پاسبان شهرباني زمان طاغوت بوده، با...
پنجشنبه، 22 تير 1391
آن‌ها دلشان نور الهي ديده بود
دفاع‌مقدس، تعداد كمي فرمانده و بسيار بيش‌تر، رزمنده دارد و اين‌كه تعداد زنده‌هاي جنگ، بيش از ده برابر شهداست؛ پس مي‌توان فهميد كه اهميت تاريخ...
پنجشنبه، 22 تير 1391
آسمان جاي تو است
توي گردان شايعه شده بود كه نماز نمي‌خونه. مرتضي رو كرد به من و گفت: «پسره انگار نه انگار كه خدايي هست، پيغمبري هست، قيامتي، نماز نمي‌خونه...» باور...
پنجشنبه، 22 تير 1391
اردوگاهي در آسمان خاطره
اول داستان برمي‌گردد به روزهاي شهريور سال 62 كه بچه‌هاي تخريب قرارگاه، جاي درست و حسابي نداشتند. در اين يكي دو سال آخر هم گوشه‌اي از نساجي را...
پنجشنبه، 22 تير 1391
«والمرها» رحم ندارند
پدر مجبورم كرد زن بگيرم. نمي‌دانستم اصرار او براي چيست كه با اين سن كم، مرا وادار به تشكيل زندگي كرده است، اما به ‌زودي متوجه اين موضوع شدم....
پنجشنبه، 22 تير 1391
نجات به سبک آقا مجيد
اين فکه هم براي خودش عجب جاي عجيبي است. ما چه آدم هاي نابي را توي اين سرزمين از دست داديم. در زمان جنگ اين منطقه قتلگاه بزرگ بچه ها بود و بعد...
چهارشنبه، 21 تير 1391
شمه ای از حکمت بسیج
سلام بر بسیج ، سلام بر «مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنام، سلام بر میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی که تربیت یافتگان آن نام و نشان...
چهارشنبه، 21 تير 1391
ملائکي از خاک به افلاک
عمليات محرم بود. دو سه شبي مي شد که نخوابيده بود. نشسته، خوابش برد پنج شش دقيقه بعد، از خواب پريد. بد جوري کلافه شده بود. معاونش پرسيد: « چي...
دوشنبه، 19 تير 1391
پلاک آشنا ؛ شهید عبدالحسین برونسی
- مادر شهید: در مقطع تحصیلی ابتدایی با این که همزمان با تحصیل کار هم می کرد، نمره هایش همیشه خوب بود. یک روز گفت «از فردا اجازه بدین مدرسه نرم......
دوشنبه، 19 تير 1391
«جان شيفته‌»ي «رومن رولان» از نگاه رهبري
رهبر انقلاب همواره دغدغه فرهنگ؛ به‌ويژه کتاب را دارند. ايشان دراين‌باره فرموده‌اند: «بايد خريد کتاب، يکي از مخارج اصلي خانواده محسوب شود. مردم...
يکشنبه، 18 تير 1391
صداي بوق حس‌گر موشك حرارتي بلند شد
حدود شش سال از آغاز جنگ تحميلي مي‌گذشت. در اين مدت رزمندگان اسلام و ملت قهرمان ايران با توکل به خداوند متعال و تکيه بر مکتب حسيني و با بهره‌گيري...
يکشنبه، 18 تير 1391
راز گريه‌هاي غريب فرمانده...
می‌گفت، از ستاد بیرون آمدم و پوشه‌های چک‌لیستِ1 بازرسی یگان دستم بود. یک‌راست به فرودگاه رفتم و با اولین پرواز خودم را به غرب رساندم. فردا حوالی...
يکشنبه، 18 تير 1391
حاج قاسم! رسيديم؛ ما رفتيم
حاج احمد اميني براي اهل آسمان‌ها آشناتر است، تا اهل زمين. نگاهش از کوچه‌پس‌کوچه‌هاي روستايي کوچک امتداد دارد تا لحظه‌هاي موّاجِ اروند و از آن‌جا،...
يکشنبه، 18 تير 1391
جراحي كه بر رگ‌هاي بريده بوسه زد
اين روايت صددرصد واقعي، گوشه‌ي كوچكي از زندگي سخت و دشوار مردي است كه من با اين‌كه براي چندمين بار متن پياده‌شده‌ي مصاحبه‌هايش را مي‌خوانم، صورت...
يکشنبه، 18 تير 1391
تاريخ شهادتش را خودش انتخاب كرده بود
حاجي حواسش به همه چيز بود؛ از محتواي سخنراني و مداحي‌ها و نماز جماعت‌هاي ظهر عاشورا و تاسوعا گرفته، تا گذاشتن چند نفر مأمور جهت جفت کردن کفش‌هاي...
يکشنبه، 18 تير 1391
از ماسک شیمیایی تا قاطرهای حامل مجروح (روایت یک امدادگر جنگ)
هدف از این گفت‌گو، مستندسازی و تبیین نقش، عملکرد و جانفشانی‌های یگان‌های «شناسایی، مبارزه و رفع آلودگی هسته‌ای و شیمیایی» (ش. م. ه) و امدادگران...
يکشنبه، 18 تير 1391
آن صحنه‌هاي تلخ هرگز از يادم نمي‌رود
مي‌‌گويند «كوه به كوه نمي‌رسد، آدم به آدم مي‌رسد». خدمت يكي از دوستان رزمنده بودم كه دانستم اهل منطقه سرپل ذهاب است. شماره‌اي از امتداد را كه...
يکشنبه، 18 تير 1391
او گازيد و رفت و من پايم هنوز روي ترمز است
آن روزها دستمان خالي بود. سلاح‌هاي موجود در منطقه، مثل خمپاره‌انداز 106 م.م امانت ارتش بود و هرچند وقت يك‌بار ستواني از ارتش مي‌آمد و مي‌خواست...
يکشنبه، 18 تير 1391