مسیر جاری :
خياط باشي و بزبزي جان
يكي بود يكي نبود، روزي بود، روزگاري بود. غير از خداي مهربان، خياطي بود، پرشور وشر، دكاني دشت سر گذر. توي خانه زني نداشت. يك «بُزي» داشت و سه...
پنجشنبه، 18 خرداد 1396
دبهی کره
یک گرگ و یک روباه با هم دوست شدند. چند روزی از دوستی آنها نگذشته بود که روباه به گرگ گفت: «زمستون، هوا خیلی سرد میشه. بیا از حالا بگردیم و...
سهشنبه، 16 خرداد 1396
کریم پادشاه
خارکنی بود که به او «کریم» میگفتند. اسم پادشاه آن شهر هم کریم بود. یک روز کریم پادشاه، با زن و کنیز و غلامانش برای شکار به صحرا رفت. در آنجا...
سهشنبه، 16 خرداد 1396
هفت دختران
هیزمشکنی هفت دختر داشت. او هر روز صبح زود به جنگل میرفت، پشتهای هیزم جمع میکرد، به شهر میبرد، میفروخت و غروب به خانه برمیگشت.
سهشنبه، 16 خرداد 1396
آهوی لنگ
خارکنی بود که به کوه میرفت، پشتهی خاری میکند و به آبادی میبرد و میفروخت.
یک روز آمد پشتهاش را بردارد، دیوی از لابهلای خارها بیرون آمد....
سهشنبه، 16 خرداد 1396
درخت اشرفی
در روزگاران قدیم خارکن پیری با زن و فرزندانش زندگی میکرد. آنها خیلی فقیر بودند و به سختی زندگیشان را میگذراندند.
سهشنبه، 16 خرداد 1396
آرزو
رعیتی بود به نام «کاسعلی». یک روز چند تا خروس، چند تا تخم مرغ و مقداری جو برداشت و رفت خدمت ارباب. وقتی رسید، دید در خانه باز است، وارد شد....
شنبه، 13 خرداد 1396
تاریخ جهان
سلطانی از دانشمندی خواست تاریخ جهان را برای او بنویسد. دانشمند ده سال زحمت کشید و نتیجهی زحمات و مطالعاتش را در کتابهای زیادی نوشت. بعد آنها...
شنبه، 13 خرداد 1396
پیرمرد و عزرائیل
پیرمردی بود که از مرگ میترسید. یک روز زمستانی که هوا خیلی سرد بود و برف همه جا را پوشانده بود، عزرائیل سراغ او رفت و گفت: «آماده باش که میخوام...
جمعه، 12 خرداد 1396
خانهی گِل و خانهی دِل
پیرمردی دو پسر داشت که هر کدام برای خودشان مردی شده بودند. یک روز تصمیم گرفت پسرها را امتحان کند. آنها را صدا کرد و گفت: «من یک پام لب گوره...
جمعه، 12 خرداد 1396
گنج
روزی پادشاهی در خزانهاش چیزهای عجیبی پیدا کرد که شبیه فندق بودند. از خزانهدار پرسید: «اینها چیستند؟» خزانهدار گفت: «قبلهی عالم به سلامت،...
جمعه، 12 خرداد 1396
ساربان
بازرگانی بود که ثروت زیادی داشت. روزی مال و اموالش را بار شترها کرد و به سفر رفت. بین راه، دزدها به کاروان او حمله کردند. بازرگان فوری پسر پنج...
جمعه، 12 خرداد 1396
درویش و اژدهای هفتسر
یک روز درویشی در میدان شهر نشسته بود. ناگهان شعلهی آتشی از دور به طرف میدان آمد و اژدهایی هفتسر، خودش را وسط میدان انداخت. درویش از جاش تکان...
جمعه، 12 خرداد 1396
بزرگترین آرزو
سه برادر بودند که به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکردند. زنهای آنها هم با هم خوب و صمیمی بودند؛ به اندازه میپوشیدند، به اندازه میخوردند،...
پنجشنبه، 11 خرداد 1396
انار و ماهی
رودی بود که کنارش درخت اناری قد کشیده بود. روی درخت، چندتایی انار بود و توی آب، چندتایی ماهی. ریشهی درخت از زیر زمین وارد آب شده بود. ماهیها...
پنجشنبه، 11 خرداد 1396
مرغ چهل طوطی
پادشاهی بود که زن نداشت. شبی از کوچهای میگذشت، شنید سه تا دختر با هم حرف میزنند.
پنجشنبه، 11 خرداد 1396
نمکی
پیرزنی بود هفت تا دختر داشت، اسم هفتمی «نمکی» بود. آنها کنار شهر، در خانه خرابهای زندگی میکردند که هفت تا در داشت.
پنجشنبه، 11 خرداد 1396
عاقل و کم عاقل
دو برادر بودند، یکی عاقل و یکی کم عقل که همدیگر را خیلی دوست داشتند. روزی کم عقل سراغ عاقل رفت و گفت: «بریم سفر؟»
پنجشنبه، 11 خرداد 1396
آقا گردو
زن و شوهری بودند که روزها، روی زمین این و آن کار میکردند و غروب، هلاک و خسته به خانه برمیگشتند. تا اینکه زن باردار شد. روزی که شوهر مشغول شخم...
شنبه، 6 خرداد 1396
زخم زبان
در زمانهای قدیم خارکنی زندگی میکرد که مردی مهربان و سخاوتمند بود. خارکن هر روز قبل از طلوع آفتاب، به دشت و صحرا میرفت و خار جمع میکرد. بعد...
جمعه، 5 خرداد 1396
گروه بندی
برگزیده ها
تازه های مقالات
زیباترین اشعار در مورد وطن از شاعران معروف
متن زیبا و ادبی درباره وطن و وطن پرستی
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کویت؛ تحلیل نقش وزارت اوقاف، دبیرخانه مرکزی و مؤسسات خیریه
مکان های امن و خطرناک خانه در زمان حمله هوایی
برنامه استراتژیک وزارت اوقاف کویت؛ نقشه راه مدیریت مساجد، فرهنگ قرآنی و توسعه موقوفات
تاریخچه هنر عکاسی از گذشته تاکنون
چطور با کنجکاوی های افراد در تاکسی، اتوبوس و مترو برخورد کنیم؟
چرا اطرافیان نباید از اختلافات زناشویی شما باخبر شوند؟
روند تحول و توسعه نهاد وقف در کویت؛ از سنتهای اصیل تا نظاممندی مدرن در امور خیریه
انواع وقف، شرایط صحت آن و قوانین سرمایهگذاری موقوفات با نگاهی به نظام وقف کویت
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
پرواز از برج معني (سماع) (1)
فال حافظ
بزن بابا، بزن بابا، چه خوب خوب میزنی بابا
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
چهار زن برگزیده عالم
نماز قضا را چگونه بخوانیم؟
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت