مسیر جاری :
چرا کلاغها سیاه شدند؟
در زمانهای خیلی خیلی دور، کلاغ و جغد، هر دو مثل برف سفید بودند. یک روز در جلگهی بیدرختی همدیگر را دیدند. کلاغ گفت: «خانم جغد، از اینکه همیشه...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
جشن سال نو
پیرمرد و پیرزنی در دهکدهای زندگی میکردند. آنها خیلی فقیر بودند، یک روز که در خانه نشسته بودند، آواز بچهها را شنیدند. بچهها در کوچه میگشتند...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
موش کوچولو
موش خیلی کوچکی بود که وقتی بهار شد، تصمیم گرفت به ماهیگیری برود و گربهماهی و سگ ماهی صید کند. موش از پوست گردو قایق درست کرد و از بیلچه پارو...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
خرس و دهقان
دهقانی در نزدیکی جنگل، زمینی داشت. به آنجا رفت تا ترب بکارد. هنوز دست به کار نشده بود که خرسی از راه رسید و گفت: «اینجا چه کار میکنی؟ الان تو...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
فلوت سحرآمیز
پسر یتیمی هر روز به سر قبر مادرش میرفت و به سختی گریه میکرد. یک روز که کنار قبر مادرش نشسته بود و گریه میکرد، ناگهان صدای مادرش را شنید: «فرزند...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
اژدهای سه سر
داخل یک دژ که روی صخرهای در دل آسمانها بنا شده بود، حیوانات کوچکی مثل خرگوشها، موشها، کبوترها، قناریها و طوطیها زندگی میکردند. اژدهای...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
خوشههای گندم
خانم سنجاب یک خوشهی گندم پیدا کرد. داد زد: «کی این خوشهی گندم را درو میکند؟» موش و خرگوش که بازی میکردند گفتند: «ما که کار داریم.»
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
ننه عایشه
پیرزن تنهایی بود که به او «ننه عایشه» میگفتند. یک روز ننه عایشه تصمیم گرفت گوسالهای بخرد و از تنهایی در بیاید.
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
فانگ مهربان
«فانگ»، ماهیگیر فقیر و مهربانی بود. روزی او یک لاکپشت بزرگ را که علامت سفیدی روی سرش بود، شکار کرد. لاکپشت خیلی غمگین بود. فانگ او را روی...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
ساده دل
جوانی بود ساده دل که هر کس از راه میرسید، سر به سرش میگذاشت و مسخرهاش میکرد. او بازیچهی دست این و آن شده بود.
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
مروارید آبی
سالها پیش، آتشسوزی بزرگی در «هوافو» اتفاق افتاد. شهر سوخت و آدمهای زیادی مردند. مردم از آنجا رفتند و در شهرهای دیگر خانه ساختند و همان جا...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
پدر بزرگ و نوهاش
پدر بزرگ در حالی که با انگشتان چروکیدهاش طناب را گره میزد، به حرفهای نوهاش گوش میداد. پسر گفت: «پدر بزرگ، یک داستان برایم بگو. بگو که من...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
گودال روباه
کبکی بود بلندپرواز. روزی داشت توی مزرعه دانه میخورد که ناگهان سیبی محکم خورد به سرش. داد زد: «ای امان! ای فغان! آسمان دارد به زمین میافتد....
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
یاری قولاق
شاید این داستان اتفاق افتاده باشد، شاید هم نیفتاده باشد، اما داستانی شنیدنی، آسیابان پیری سوار بر خر، در حالی که شتری را به دنبال خود میکشید،...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
دهقان و پریان درخت
دهقانی آرزو داشت یک تکه زمین حاصلخیز داشته باشد تا آن طور که دلش میخواهد در آن ذرت و سیبزمینی بکارد. او برای پیدا کردن زمین کنار رودخانهها...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
معما
شاهزادهای دلش میخواست تمام دنیا را ببیند. برای همین به راه افتاد و جز یک خدمتکار وفادار کس دیگری را با خود نبرد. یک روز به جنگل بزرگی رسید....
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
تگرگ
مرغ و خروسی با هم زندگی میکردند. روزی تگرگ بارید، مرغ ترسید و فریاد زد: «خروس! خروس! شکارچیها دارند تیراندازی میکنند. میخواهند ما را بکشند،...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
بندانگشتی و غول
زن و مرد دهقانی یک پسر داشتند. این پسر از وقتی به دنیا آمده بود، به اندازهی یک بند انگشت بود و اصلاً هم بزرگ نشده بود؛ برای همین به او «بندانگشتی»...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
رولاند
روزگاری، جادوگر پیری زندگی میکرد که دو دختر داشت. یکی زشت و بد جنس و دیگری زیبا و مهربان. جادوگر دختر اول را دوست داشت، چون فرزند خودش بود و...
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
شاهزاده و بردهی جوان
دختر پادشاه به سن ازدواج رسیده بود، ولی به قدری از خود راضی و مغرور بود که هیچ خواستگاری را نمیپذیرفت و هیچ کس را لایق همسری خود نمیدانست.
شنبه، 2 ارديبهشت 1396
گروه بندی
برگزیده ها
تازه های مقالات
متن دعای توبه سریع الاجابه از صحیفه سجادیه
طریقه انجام غسل زیارت و احکام مربوط به آن
از کجا بدانیم چند تا حساب بانکی داریم؟
شعر در مورد وطن از مولانا
از کجا بدونم سیم کارتم به اسم کی هست؟
از کجا بدانیم چندتا سیمکارت داریم؟
از کجا بدانیم دهک چندم هستیم؟
در ایتا چگونه استیکر بسازیم؟
در ایتا چگونه نظرسنجی بگذاریم؟
10 نمونه متن معرفی خود در مصاحبه
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
حضرت سکینه در خرابه شام
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
مزار حضرت سلیمان علیهالسلام
تشرف ابوراجح حمامی به خدمت امام زمان(عج)
فال حافظ
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
مزار حضرت یعقوب (علیه السلام)