مسیر جاری :
درنا پری
روزی درنایی در دام افتاد. پیرمردی او را دید و دلش سوخت. خودش را به درنا رساند و گفت: «غصه نخور، پرندهی زیبا! من کمکت میکنم.» و پای پرنده را...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
شعلههای آبی
سربازی وفادارانه به پادشاه کشورش خدمت کرده بود. وقتی جنگ تمام شد، سرباز را که زخم های زیادی برداشته بود به خانه فرستادند.
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
پسر آسیابان و گربه
در کشوری دوردست، آسیابان پیر و سالخوردهای در یک آسیاب قدیمی زندگی میکرد. آسیابان، زن و فرزندی نداشت. در عوض، سه شاگرد داشت که سالها بود برایش...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
دختر چوپان و بخاری پاک کن
یک کمد چوبی بود که گلهای قشنگی داشت. روی کمد مجسمهی مردی بود که قیافهی عجیبی داشت. پاهایش مثل پای بز بودند و ریش بلندش تا نزدیک پاهایش میرسید....
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
غازها
زن و شوهری یک دختر و پسر داشتند. روزی زن به دخترش گفت: «دخترکم، ما میرویم گندمها را درو کنیم. مواظب برادرت باش.»
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
کاه، زغال و لوبیا
پیرزنی یک کاسه لوبیا داشت. اجاق را روشن کرد و کاسه را روی آن گذاشت. بعد مشتی کاه توی اجاق ریخت. یکی از لوبیاها، از توی کاسه پرید بیرون. لوبیا...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
چمدان پرنده
بازرگان خسیسی بود که حاضر نبود حتی یک سکه خرج کند، مگر آنکه مطمئن میشد پنج سکه به دست میآورد!
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
پادشاه و سنجاب
پادشاهی بود که به خود بسیار میبالید. او جوان، اهل مطالعه و باهوش بود. هیچ یک از جوانان خانوادهی سلطنتی در قدرت و شجاعت به پای او نمیرسیدند.
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
هفت برادر
پیرمردی هفت پسر داشت. آنها در دامنهی کوهی نزدیک دریا زندگی میکردند. پسر اول «قوی» نام داشت. پسر دومی «باد» بود. به پسر سوم که بدنش مثل آهن...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
بلبل امپراتور
در زمانهای قدیم، در کشور چین امپراتوری زندگی میکرد که قصر زیبایی داشت. تمام این قصر از جنس چینی بود، چینیهای زیبا وگرانبها که خیلی هم ظریف...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
گردوهای خوشمزه
مادری با سه دختر کوچک خود نزدیک جنگلی زندگی میکرد. اسم بچهها «سنگ»، «توو» و «پوکی» بود. سنگ، خواهر بزرگتر بود و در نگهداری دو خواهر کوچکتر...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
مورچهی غمگین
مورچهای بود که خیلی تمیز بود. یک روز که داشت جلوی در خانهاش را جارو میکرد، یک سکه پیدا کرد. به بازار رفت و آرد برنج خرید. عید بود. مورچه بهترین...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
شاهزاده قورباغه
پادشاهی بود که همهی دخترانش زیبا بودند. اما جوانترین آنها آن قدر زیبا بود که ماه هم از دیدنش سیر نمیشد.
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
پیتر و گرگ
«پیتر» برای تعطیلات به خانهی پدربزرگش رفته بود. خانهی پدر بزرگ کلبهی روستایی زیبایی بود که در کنار جنگل قرار داشت. پیتر کلی اسباببازی داشت....
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
تام انگشتی
زن و شوهری بودند که بچه نداشتند. یک روز زن آهی از ته دل کشید و گفت: «اگر ما یک بچه قدّ ِ انگشت هم داشتیم، خوب بود.»
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
سفید برفی و گل سرخ
بیوهزنی با دو دختر بسیار زیبا که اسمشان «سفیدبرفی» و «گل سرخ» بود در کلبهای نزدیک جنگل زندگی میکرد. همهی مردم آنها را دوست داشتند. حتی...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
سه بزغاله
سه بزغاله بودند که تمام روز میخوردند و میخوابیدند و میرقصیدند. یک روز مادر پیرشان به آنها گفت: «حالا وقت آن رسیده که به دنبال زندگی خود بروید.»
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
دیو و دلبر
تاجر ثروتمندی سه دختر داشت. نام کوچکترین دختر «دلبر» بود. او آن قدر مهربان و آرام بود که همه دوسش داشتند. تاجر هم او را از همهی دخترانش بیشتر...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
علیبابا و چهل دزد
دو برادر بودند به نامهای «کاظم» و «علی بابا». کاظم ثروتمند بود و علیبابا فقیر.
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
پوست الاغ
در زمانهای قدیم پادشاه پیر و ثروتمندی زندگی میکرد که در اصطبلش اسبهای اصیل و تندروی زیادی داشت، یک الاغ کوچک قهوهای با گوشهای تابه تا هم...
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
گروه بندی
برگزیده ها
تازه های مقالات
متن دعای توبه سریع الاجابه از صحیفه سجادیه
طریقه انجام غسل زیارت و احکام مربوط به آن
از کجا بدانیم چند تا حساب بانکی داریم؟
شعر در مورد وطن از مولانا
از کجا بدونم سیم کارتم به اسم کی هست؟
از کجا بدانیم چندتا سیمکارت داریم؟
از کجا بدانیم دهک چندم هستیم؟
در ایتا چگونه استیکر بسازیم؟
در ایتا چگونه نظرسنجی بگذاریم؟
10 نمونه متن معرفی خود در مصاحبه
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
حضرت سکینه در خرابه شام
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
فال حافظ
مزار حضرت سلیمان علیهالسلام
تشرف ابوراجح حمامی به خدمت امام زمان(عج)
مزار حضرت یعقوب (علیه السلام)
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه