دامت آثارک، اي طرفه قلم!
دامت آثارک، اي طرفه قلم! شاعر : جامي دام دل‌ها زدي از مسک، رقم دامت آثارک، اي طرفه قلم! نور چشم است سواد رقمت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
الهي غنچه‌ي اميد بگشاي!
الهي غنچه‌ي اميد بگشاي! شاعر : جامي گلي از روضه‌ي جاويد بنماي الهي غنچه‌ي اميد بگشاي! وزين گل عطرپرور کن دماغم!...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به نام آنکه نامش حرز جان‌هاست
به نام آنکه نامش حرز جان‌هاست شاعر : جامي ثنايش جوهر تيغ زبان‌هاست به نام آنکه نامش حرز جان‌هاست نم از سرچشمه‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دلا تا کي درين کاخ مجازي
دلا تا کي درين کاخ مجازي شاعر : جامي کني مانند طفلان خاک‌بازي؟ دلا تا کي درين کاخ مجازي که بودت آشيان بيرون ازين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل فارغ ز درد عشق، دل نيست
دل فارغ ز درد عشق، دل نيست شاعر : جامي تن بي‌درد دل جز آب و گل نيست دل فارغ ز درد عشق، دل نيست که باشد عالمي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سخن ديباچه‌ي ديوان عشق است
سخن ديباچه‌ي ديوان عشق است شاعر : جامي سخن نوباوه‌ي بستان عشق است سخن ديباچه‌ي ديوان عشق است جهان را يادگاري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درين نوبتگه صورت پرستي
درين نوبتگه صورت پرستي شاعر : جامي زند هر کس به نوبت کوس هستي درين نوبتگه صورت پرستي ز اسمي بر جهان افتاده نوري‌ست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چنين گفت آن سخن‌دان سخن‌سنج
چنين گفت آن سخن‌دان سخن‌سنج شاعر : جامي که در گنجينه بودش از سخن گنج چنين گفت آن سخن‌دان سخن‌سنج همي زد کوس شاهي،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبي خوش همچو صبح زندگاني
شبي خوش همچو صبح زندگاني شاعر : جامي نشاط‌افزا چو ايام جواني شبي خوش همچو صبح زندگاني حوادث پاي در دامن کشيده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سحر چون زاغ شب پرواز برداشت
سحر چون زاغ شب پرواز برداشت شاعر : جامي خروس صبحگاه آواز برداشت سحر چون زاغ شب پرواز برداشت بنفشه جعد عنبر بوي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوش است از بخردان اين نکته گفتن
خوش است از بخردان اين نکته گفتن شاعر : جامي که: مشک و عشق را نتوان نهفتن! خوش است از بخردان اين نکته گفتن کند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوش آن دل کاندر او منزل کند عشق
خوش آن دل کاندر او منزل کند عشق شاعر : جامي ز کار عالم‌اش غافل کند عشق خوش آن دل کاندر او منزل کند عشق که صبر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زليخا يک شبي ني صبر و ني هوش
زليخا يک شبي ني صبر و ني هوش شاعر : جامي به غم همراز و با محنت هم آغوش زليخا يک شبي ني صبر و ني هوش فشاند از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زليخا گرچه عشق آشفت حالش
زليخا گرچه عشق آشفت حالش شاعر : جامي جهان پر بود از صيت جمالش زليخا گرچه عشق آشفت حالش شدي مفتون او هر کس شنيدي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زليخا داشت از دل بر جگر داغ
زليخا داشت از دل بر جگر داغ شاعر : جامي ز نوميدي فزودش داغ بر داغ زليخا داشت از دل بر جگر داغ بجز روز سياه ناميدي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو از مصر آمد آن مرد خردمند
چو از مصر آمد آن مرد خردمند شاعر : جامي که از جان زليخا بگسلد بند، چو از مصر آمد آن مرد خردمند تهي از خويش و،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عزيز مصر چون افگند سايه
عزيز مصر چون افگند سايه شاعر : جامي در آن خيمه زليخا بود و دايه عزيز مصر چون افگند سايه به دايه گفت کاي ديرينه‌غمخوار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عزيز آمد به فر شهرياري
عزيز آمد به فر شهرياري شاعر : جامي نشاند از خيمه مه را در عماري عزيز آمد به فر شهرياري به آييني که مي‌بايست،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو دل با دلبري آرام گيرد
چو دل با دلبري آرام گيرد شاعر : جامي ز وصل ديگري کي کام گيرد؟ چو دل با دلبري آرام گيرد همه اسباب حشمت بود حاصل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دبير خامه ز استاد کهن زاد
دبير خامه ز استاد کهن زاد شاعر : جامي درين نامه چنين داد سخن داد دبير خامه ز استاد کهن زاد دل يعقوب را مشعوف...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390