مسیر جاری :
چون قلم، شد تنگ بر من از سیهکاری جهان
نیست جز یک پشت ناخن، دستگاه خندهام
بر زمین ناید ز شادی پای من چون گردباد
تا خس و خاشاک هستی را به هم پیچیدهام
از سبکباران راه عشق خجلت میکشم
بر کمر هر چند جای توشه دامن بستهام
بر گرانباری من رحم کن ای سیل فنا
که من این بار به امید تو برداشتهام
تا نظر از گل رخسار تو برداشتهام
مژه دستی است که در پیش نظر داشتهام
چون به داغ غربت من دل نسوزد سنگ را؟
خال موزونم که بر رخسار زشت افتادهام
از بهشت افتاد بیرون آدم و خندان نشد
چون نگریم من که از دلدار دور افتادهام
تیشه فرهاد گردیده است هر مو بر تنم
تا ازان معشوق شیرینکار دور افتادهام
با همه مشکل گشایی خاک باشد رزق من
بر سر ره چون کلید اهل فال افتادهام
گلی که آفت پژمردگی نمیبیند
همان گل است که چینند از نظاره گل
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت
اس ام اس میلاد امام کاظم
چشم حق بين و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراييان است.
مهارت های زندگی | معاشرت با دیگران: نکته هفتاد و هفت
مهارت های زندگی | روشهای موفقیت در کسب و کار: نکته هفتاد و یک
عدالت و جمهوری اسلامی
غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود
مهم نيست كه شما سرنگون شويد مهم آن است كه دوباره برپاخيزيد. ونسان لومباردي