هر که را آینه چشم جهان بین داده اند ارثی از اسکندری برده است و جامی از جَمی استاد شهریار

این همه روحِ اتّحادِ وَداد نیست جز رحمت خدای ودود استاد شهریار

قرآن، جهاد خواهد و این خیل قاعدین(1) تنها قرائت زِبَر و زیر می کنند 1. قاعدین: واماندگان - نشستگان استاد شهریار

آدمی از بیم غم، ظلم و ستم سازد عَلَم بدتر از ظلم و ستم هم نیست، در عالم غمی استاد شهریار

ما عیش و غم با کافران، انگار قسمت کرده ایم گفتیم از دنیا و دین، آن مالِ تو، این مالِ ما استاد شهریار

به نام این شهدا کن بنای مدرسه ها که بر صحیفه تاریخ، یادگارانند استاد شهریار

گر همّتت به بال شهادت پریدن است بومَت شود همای سعادت، به بامِ دل استاد شهریار

کافران هر چه که با دین خدا جنگ کنند عرصه را با خود و با خلق خدا تنگ کنند استاد شهریار

به سرِ سجده شکافد سر مولا(ع)، ورنه روبهان کیست که با شیر خدا جنگ کنند؟ استاد شهریار

دنیا، چگونه رام شود با مرامِ دل او رامِ خود نبوده، چگونه است رامِ دل استاد شهریار