این حسن کیست که سر تا قدم او حَسن است این چراغی است که در بزم دل انجمن است این کریم بن کریمی است که با دشمن و دوست همه جا از کرم و لطف و عطایش...

رمضان، نه فقط ماه خدایی که خدا می داند مه پیغمبر و زهرا و علیّ و حسنی امشب از نور، به تن پیرهنت بخشیدند قدمش باد مبارک حسنت بخشیدند میلاد...

دوست در کفّه ی جودش دو جهان را دیده خصم در خُلق خوشش باغ جنان را دیده هر گنه کار که رو سوی بقیعش برده در طواف حرمش خطّ امان را دیده میلاد...

خاک پایی از گدایان تو را حاتم گرفت زین سبب احسان او را عالم و آدم شنید سایه ای از سایه ات افتاد بر آئینه ای خطی از آن سایه نقش یوسف کنعان...

هیچ کس زیباتر از تو یوسف زهرا ندید دلبر کنعان تو را بهر تماشا برگزید حاتم از احسان به شهرت آمد و یوسف ز حُسن حُسن و احسان را کسی جز پیش تو...

یا حسن بر تو بر صلح و قیام تو سلام به سکوت تو و بر صبر مدام تو سلام تو پیام آور صلحی و امام صبری به پیام آوری تو به پیام تو سلام میلاد امام...

صلح او نیست کم از نهضت ثار اللهی در نگاهش کف دستی است ز مه تا ماهی اثر صلح و شکوفائی صبرش نگذاشت که بشر افتد در تیرگی و گمراهی میلاد امام...

نوح تو را خواند و ز غرقاب رَست نام تو را برد و به خشکی نشست جنت ز انفاس تو بستان شده نار خلیل از تو گلستان شده

ای صلوات همه ی انبیاء بر تو و نامت حسن مجتبی ای متوسل شده آدم به تو مدح خداوند دمادم به تو

یا حسن ای حُسن خداوندگار ای گُل خوش رنگ گِل کردگار ای به زمین داده نشاط و سرور وی به سما تاج وقار و غرور