مسیر جاری :
لب های وی از داغ حکایت می کرد؟
یا از عطشِ آب، روایت می کرد؟
گویی که به عرشِ نیزه، از سوره عشق
هفتاد و دو آیه را تلاوت می کرد
خورشید بر این تیره مغاک افتاده است؟
یا بر سَرِ نی، آن سَرِ پاک افتاده است؟
بر عرشِ نی، از تلاوتِ او پیداست
هفتاد و دو سوره، روی خاک افتاده...
هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند
با سَروَرِ آفتاب بیعت کردند
رفتند و به دریای ابد پیوستند
چون رود، به اصلِ خویش رجعت کردند
شب، خونِ دلِ غروب را می نوشید
خورشید، به جنگِ شب، زره می پوشید
از خونِ شهیدانِ حسینی آن روز
هفتاد و دو چشمه، بر زمین می جوشید
لب تشنه، به صحنِ آب کردند طواف
شوریده و با شتاب کردند طواف
بر نیزه، به گردِ خیمه خونِ خدا
هفتاد و دو آفتاب کردند طواف
در محفلِ عاشقانِ فرزانه و مَست
می گشت سبوی کربلا دست به دست
ناگاه ز خیلِ ناکسان، دستی پَست
هفتاد و دو پیمانه به یک سنگ شکست
محرم، سیاه پوش لحظه های عاشوراست
محرم، سیاه پوش لحظه های عاشوراست.
گُل پرورِ گُل سرشت در دشتِ عطش
هفتاد و دو لاله کشت در دشتِ عطش
آن گاه به نامِ عشق، بر هر برگی
خون نامه دل نوشت در دشتِ عطش
ما حلقه به گوشِ عشقِ روح افزاییم
سرمست ز شورِ جامِ عاشوراییم
گشتیم چو قطره، محو در عشقِ حسین
اکنون به طفیلِ عشقِ او دریاییم
الحق که به ما درسِ وفا داد حسین
هر چیز که داشت بی ریا داد حسین
یعنی که تأملی کنید ای یاران!
آن هستیِ خود ز کف چرا داد حسین؟
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا