تو امام عصر و عصر جمعه‌ها همه دلگیر چه کنیم که مرداب گناهمان شده پاگیر

در راه عزیزی‌ست که با آمدنش هر قطب نما، قبله نما خواهد شد

باز هم آدینه‎ای آمد ولی مهدی کجاست یک نفر می‎گفت مهدی، جمعه‌ها در کربلاست

باز هم جمعه شد و غصه من تازه شده درد این بی خبری بی حد و اندازه شده

خوابیم و حقیقت به خدا نیست جز این ما غایب و او منتظر آمدن ماست

آن که می‎گفت ز یک گل نشود فصل بهار چه خبر داشت که همچون تو گلی می‎روید

ده روزه مهر گردون، افسانه است و افسون یک لحظه خدمت تو، بهتر ز مُلک ما را

طلایه دار سحرگاه نور می‎آید امیر قافله عشق و شور می‎آید

تو بدین همه لطافت که ز حور دل ربودی ز چه بر منِ سیه روی درِ دوستی گشودی؟

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع