به خدا بار فراق تو کشیدن سخت است جرعه‌ای از می وصلت نچشیدن سخت است

با یاد و نام او ما، هر جمعه ندبه خوانیم تا از کرم رسانی، آن ندبه‌خوان ما را

به یازده خم می، گرچه دست ما نرسید بده پیاله که یک خم هنوز سربسته است

به سوز هجر تو سوگند، ای امید بشر دل از فراق تو جسمی بود که جانش نیست

بیا که گوش دل من به کوچه کوچه معشوق صدای پای تو را بارها شنید، بیا

بی تو گویند: تعطیل است کار عشق‌بازی عشق اما، کی خبر از شنبه و آدینه دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو بدین امید زنده‌ام که گردم از سپاه تو

به قدر تشنگی گر تشنه امر فرج بودیم خدا داند فرج این‌گونه طولانی نمی‌گردید

ای کاش که در سپاه نورت مولا سرباز جدید افتخاری بودیم‌