افطار عاشقان تو دیدار روی توست شهدی از این رطب به لب روزه‌دار کن

آخر شب سرد ما سحر می‌گردد مهدی به میان شیعه برمی‌گردد

ای منتظر غمگین مشو، قدری تحمل بیشتر گردی به‌پا شد درافق، گویی سواری می‌رسد

چون که حسنت در جهان پیدا شود هر که بیند واله و شیدا شود دست لطفت چون به سرها آورى ظلمت هر جهل از دلها برى اللّهمّ عجّل لولیک الفرج

روح ما با عقل وحى آمیز کن چشمه حکمت در آن لبریز کن اى مه من اى شه من انتظار بهر تو کرده دل من بى قرار اللّهمّ عجّل لولیک الفرج

کى شود بینم که در عالم تمام بهر نشر امر حق کردى قیام کى شود بینم که ذکرت شد بلند در همه آفاق آن را بشنوند اللّهمّ عجّل لولیک الفرج

مصطفى را در تو مى بینم ظهور مرتضى را در تو مى بینم چو نور اوصیا را در تو مى بینم کمال اولیاء را در تو مى بینم جمال آنچه در آن جملگى بودى...

آیه نور از رُخَت پیداستى جمله اسرارش زتو برپاستى مجملا گویم من این شیرین کلام مدح تو در هر کلامى ناتمام اللّهمّ عجّل لولیک الفرج

اى مه زیبا تو ما را شاد کن آى و عالم را ز عدل آباد کن با غم هجر تو من شادم کنون تا رخ زیبا ز غیب آرى برون اللّهمّ عجّل لولیک الفرج

در تبسمّ روى کن بر روى من تا که گردد باز رضوان سوى من اى حبیبا دم زدن آغاز کن بر دلم اسرار حق دمساز کن