اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را صائب

الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم حافظ

از آتش فراغت شرحی شنیده بودم لیکن درون آتش خود را ندیده بودم عارف طوطی همدانی

از برای غم ما سینه ی دنیا تنگ است بهر این موج خروشان دل دریا تنگست بهادر یگانه

از تو وفا نخیزد، دانی که نیک دانم وز من جفا نیاید دانم که نیک دانی خاقانی

از خوان این بزرگان دستی بشوی و بگذر کان جا ز خوردنی ها غیر از قسم نباشد بیدل دهلوی

از در در آمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم سعدی

اینجا منم و شب و درونی خالی ای کاش که در بساط ما آهی بود سلمان هراتی

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم بهروز یاسمی

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار کاواز دهل شنیدن از دور خوش است خیام نیشابوری