از ناز چه می خندی بر دیده که می گرید؟ این دیده زمانی نیز خندیده که می گرید علی اشتری

اگر از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره بجایی نرسد مولوی

اگر در دیده ی مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی وحشی بافقی

الفبای دلت را دوست دارم همین حالا برایم نامه بنویس محمد رضا مهدی زاده

اگر سفر بروی بی خبر، زبانم لال بمانده آه دلم پشت در، زبانم لال فاطمه آتش پیکر

آه ازاین قوم ریایی که دراین شهردو روی روزها شحنه وشب باده فروشند همه

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را شهریار

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را صائب

الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم حافظ

از آتش فراغت شرحی شنیده بودم لیکن درون آتش خود را ندیده بودم عارف طوطی همدانی