از برای غم ما سینه ی دنیا تنگ است بهر این موج خروشان دل دریا تنگست بهادر یگانه

از تو وفا نخیزد، دانی که نیک دانم وز من جفا نیاید دانم که نیک دانی خاقانی

از خوان این بزرگان دستی بشوی و بگذر کان جا ز خوردنی ها غیر از قسم نباشد بیدل دهلوی

از در در آمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم سعدی

از عشق فقط وصل و رسیدن خوش نیست عشق است و همین لذت دیدار و دگر هیچ لاادری

ای گل تازه که بویی زوفا نیست تو را خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را؟ وحشی بافقی

اینجا منم و شب و درونی خالی ای کاش که در بساط ما آهی بود سلمان هراتی

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم بهروز یاسمی

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار کاواز دهل شنیدن از دور خوش است خیام نیشابوری

ای فلک اندوه شیرین بر دل خسرو منه کاین بضاعت را خریداری به از فرهاد نیست جامی