مسیر جاری :
روشندلی نمانده درین باغ و بوستان
با خود مگر چو آب روان گفتگو کنم
چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم؟
دلم نمیدهد این صفحه را سیاه کنم
نیست یک جبهه واکرده درین وحشتگاه
ننهم روی خود از شهر به صحرا چه کنم؟
آه کز بی حاصلیها نیست در خرمن مرا
آنقدر حاصل که وقت خوشه چینی خوش کنم
رخنه در کار ز تسبیح فزون است مرا
چون دل خویش ز صد راهگذر جمع کنم؟
خانهای از خانه آیینه دارم پاکتر
هر چه هر کس آورد با خویش مهمانش کنم
شوم به خانه مردم، نخوانده چون مهمان؟
که من به خانه خود چون نخوانده مهمانم
به عشق پاک کردم صرف عمر خود، ندانستم
که از تردامنی با غنچه همبستر شود شبنم
بعد ایامی که گلها از سفر باز آمدند
چون نسیم صبحدم میباید از خود رفتنم
گر میزنم به هم کف افسوس، دور نیست
بال و پری نمانده که بر یکدگر زنم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
چشم حق بين و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراييان است.
غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود
عدالت و جمهوری اسلامی
اس ام اس میلاد امام کاظم
مهارت های زندگی | معاشرت با دیگران: نکته هفتاد و هفت
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته شصت و دو
مهارت های زندگی | روشهای موفقیت در کسب و کار: نکته هفتاد و یک