مسیر جاری :
چو عکس چهره خود در پیاله میبینم
خزان در آینه برگ لاله میبینم
همان ریزند خار از ناسپاسیها به چشم من
به مژگان گرچه از راه عزیزان خار میچینم
من نه آنم که تراوش کند از من گلهای
میدهد خون جگر رنگ به بیرون، چه کنم؟
دردها کم شود از گفتن و دردی که مراست
از تهی کردن دل میشود افزون، چه کنم؟
بر فقیران پیشدستی کردن از انصاف نیست
میوه چون در شهر شد بسیار، نوبر میکنم
از بس نشان دوری این ره شنیدهام
انجام را تصور آغاز میکنم
ابرام در شکستن من اینقدر چرا؟
آخر نه من به بال تو پرواز میکنم؟
گوشهای کو، که دل از فکر سفر جمع کنم
پا به دامان صدف همچو گهر جمع کنم
من که نتوانم گلیم خود برآوردن ز آب
دیگری را از رفیقان دستگیری چون کنم؟
دعوی گردن فرازی با اسیری چو کنم؟
در صف آزادمردان این دلیری چون کنم؟
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
چشم حق بين و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراييان است.
غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود
عدالت و جمهوری اسلامی
اس ام اس میلاد امام کاظم
مهارت های زندگی | معاشرت با دیگران: نکته هفتاد و هفت
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته شصت و دو
مهارت های زندگی | روشهای موفقیت در کسب و کار: نکته هفتاد و یک