فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می کرد

دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی

دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون

تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی ارزد

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز به یار یک جهت حق گزار ما نرسد