مسیر جاری :
چون نگردم گرد سر تا پای او چون گردباد؟
پاکدامانی که میبینم بیابان است و بس
بید مجنونیم، برگ ما زبان خامشی است
گل بچین از برگ ما، احوال بار ما مپرس
نبضی که بود از رگ خواب آرمیدهتر
از شوق دست یار جهیدن گرفت باز
رنگ من کرده به بال وپر عنقا پرواز
نیست ممکن که به چندین بط می آید باز
زاهد خشک کجا، گریهٔ مستانه کجا؟
آب در دیدهٔ تصویر نگردد هرگز
صافی و تیرگی آب ز سرچشمه بود
بی دل پاک، سخن پاک نگردد هرگز
کدام آبله پا عزم این بیابان کرد؟
که خارها همه گردن کشیدهاند امروز
صبح است ساقیا می چون آفتاب گیر
عیش رمیده را به کمند شراب گیر
ذوقی است جانفشانی یاران به اتفاق
همرقص نیستی شو و دست شرار گیر
جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر
غیر از کنار، هیچ ز اهل جهان مگیر
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
اى ضامن هر چه نیاز و اى امام رئوف! ما خود را به پنجره نگاه تو آویخته ایم...
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
زینب تو را به جان من آرام گریه کن
ای پرستوی من مرو از لانه ام
توليد ملي، حاصل فرهنگ مشاركتي است.
بیا یابن الحسن دورت بگردم
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
باز فاطمیه، سجاده ی غم بازه