مسیر جاری :
مکرر بود وضع روز و شب، آن ساقی جانها
ز زلف و عارض خود، صبح و شام آورد مستان را
آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا
نظر از جمع به شمع است چو پروانه مرا
کو عشق تا به هم شکند هستی مرا
ظاهر کند به عالمیان پستی مرا
تا آتش از دلم نکشد شعله چون چنار
باور نمیکنند تهیدستی مرا
چون فلاخن کز وصال سنگ دستافشان شود
میدهد رطل گران از غم سبکباری مرا
با دل بی آرزو، بر دل گرانم یار را
آه اگر میبود در خاطر تمنایی مرا
صورت حال جهان زنگی و من آیینهام
جز کدورت نیست حاصل از دل روشن مرا
خون هزار بوسه به دل جوش میزند
از دیدن حنای کف پای او مرا
خضر آورد برون ز سیاهی گلیم خویش
ای عقل واگذار به سودای او مرا
میداشت کاش حوصلهٔ یک نگاه دور
شوقی که میبرد به تماشای او مرا
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
ای امام ای خفته در دامان خاک
ای به هجرت، سینه ما چاک چاک
جرعه نوش چشمهایت...
پیامک دعای سوره ابراهیم
احزاب و استعمار
آمده مایه ی فخر ایران
ای جود خدا سلام بر احسانت
هشتمین آفتابمان هستی
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
اس ام اس تبریک ازدواج
شما کوشش کنید که با بیان و قلم، مسلسلها را کنار بگذارید و میدان را به قلمها...
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...