چون شمع نکورویی در رهگذر باد است

چون شمع نکورویی در رهگذر باد است طرف هنری بربند از شمع نکورویی

امروز که بازارت پرجوش خریدار است

امروز که بازارت پرجوش خریدار است دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی

سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق

سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق چه سود چون دل دانا و چشم بینا نیست

به طاعت قرب ایزد می توان یافت

به طاعت قرب ایزد می توان یافت قدم در نه گرت هست استطاعت

چون به هوای مدحتت زهره شود ترانه ساز

چون به هوای مدحتت زهره شود ترانه ساز حاسدت از سماع آن محروم آه و ناله باد

لطیفه ای به میان آر و خوش بخندانش

لطیفه ای به میان آر و خوش بخندانش به نکته ای که دلش را بدان رضا باشد

کس عسل بی نیش از این دکان نخورد

کس عسل بی نیش از این دکان نخورد کس رطب بی خار از این بستان نچید

دل منه بر دنیی و اسباب او

دل منه بر دنیی و اسباب او زانکه از وی کس وفاداری ندید

آنکه روشن بد جهان بینش بدو

آنکه روشن بد جهان بینش بدو میل در چشم جهان بینش کشید

از صدف یاد دار نکتهٔ حلم

از صدف یاد دار نکتهٔ حلم هر که برد سرت گهر بخشش