شخصی از صاحب‌دلی اندرزی درخواست کرد. گفت: تا توانی خویشتن را عزیز دار و خوار مدار و بُخل را به خویشتن راه مده و بدانکه روزی هر کس به او خواهد...

شخصی از اندیشمندی پندی سودمند و حکیمانه خواست. او گفت: نخست آنکه به اندک دل‌خوری، از دوستان دوری نکن و درصدد آزار آنها مباش. دوم، زمانی که دوست،‌...

از بطلمیوس پرسیدند لوازم نادانی چیست؟ گفت: نخست، خود را بی‌عیب دانستن و این، نهایت جهل است؛ زیرا دانا می‌داند کمال از آنِ خداست و عصمت از آنِ...

از بزرگی پرسیدند: ویژگی اهل دانش کدام است؟ پاسخ گفت: نخست، سخن را در وقتی که فایده ندارد، نگوید و چون دانست که سخنش سود خواهد داشت، بگوید. دوم،...

گویند عارفی نشسته بود که نادانی نزد او‌ آمد و شروع به ناسزاگویی کرد. عارف تنها او را نگاه می‌کرد. نادان پس از دشنام بسیار سکوت اختیار کرد. در...

از عارفی پرسیدند: به سبب کدام صفت اخلاقی درهای حکمت به روی آدمی گشوده می‌شود؟ پاسخ گفت: ترس از خدا.

زنی پیش بزرگمهر آمد و از او مسئله‌ای پرسید، گفت: نمی‌دانم. زن گفت: از پادشاه این همه پول و انعام می‌گیری و جواب مسئله مرا نمی‌دانی؟ بوذرجمهر...

«علامه حلّی» در طفولیت نزد دایی خود، «محقق حلی» درس می‌خواند و گاهی می‌گریخت. محقق دنبال او می‌افتاد که او را بگیرد، وقتی به او نزدیک می‌شد،...

گویند مردی پیش پادشاه رفت، وقتی پادشاه را دید، تعظیم کرد، خم شد و به احترام پادشاه، خاک پای او را بوسید. پسر مرد این ماجرا را دید، رو به پدر...

از بزرگی پرسیدند: چه چیزی از عافیت بهتر است؟ گفت: خشنودی خدای تعالی!