درج ياقوت درفشان کردي
درج ياقوت درفشان کردي شاعر : عطار ديو بودي و قصد جان کردي درج ياقوت درفشان کردي هر دو لب را شکرستان کردي شکري...
شنبه، 6 فروردين 1390
اين پرده‌ي نهادت بر در ز هم که هرگز
اين پرده‌ي نهادت بر در ز هم که هرگز شاعر : عطار در پرده ره نيابي تا پرده‌در نگردي اين پرده‌ي نهادت بر در ز هم که...
شنبه، 6 فروردين 1390
خطي از غاليه بر غاليه‌دان آوردي
خطي از غاليه بر غاليه‌دان آوردي شاعر : عطار دل اين سوخته را کار به جان آوردي خطي از غاليه بر غاليه‌دان آوردي ...
شنبه، 6 فروردين 1390
با خط سرسبز بيرون آمدي
با خط سرسبز بيرون آمدي شاعر : عطار آفت دلهاي پرخون آمدي با خط سرسبز بيرون آمدي چست از بهر شبيخون آمدي تا خط...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي لبت ختم کرده دلبندي
اي لبت ختم کرده دلبندي شاعر : عطار بنده بودن تو را خداوندي اي لبت ختم کرده دلبندي بر گرفته ز ره به فرزندي ...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي که با عاشقان نه پيوندي
اي که با عاشقان نه پيوندي شاعر : عطار بي تو دل را کجاست خرسندي اي که با عاشقان نه پيوندي دم زند جادوي دماوندي...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر مرد اين حديثي زنار کفر بندي
گر مرد اين حديثي زنار کفر بندي شاعر : عطار دين از تو دور دور است بر خويشتن چه خندي گر مرد اين حديثي زنار کفر بندي...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي کاش درد عشقت درمان‌پذير بودي
اي کاش درد عشقت درمان‌پذير بودي شاعر : عطار يا از تو جان و دل را يک‌دم گزير بودي اي کاش درد عشقت درمان‌پذير بودي...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر يار چنين سرکش و عيار نبودي
گر يار چنين سرکش و عيار نبودي شاعر : عطار حال من بيچاره چنين زار نبودي گر يار چنين سرکش و عيار نبودي در روي زمين...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر از همه عاشقان وفا ديدي
گر از همه عاشقان وفا ديدي شاعر : عطار چون من به وفاي خود که را ديدي گر از همه عاشقان وفا ديدي در جمله‌ي عمر تا...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي آنکه هيچ جايي آرام جان نديدي
اي آنکه هيچ جايي آرام جان نديدي شاعر : عطار رنج جهان کشيدي گنج جهان نديدي اي آنکه هيچ جايي آرام جان نديدي چندان...
شنبه، 6 فروردين 1390
الصلا اي دل اگر در عشق او اقرار داري
الصلا اي دل اگر در عشق او اقرار داري شاعر : عطار الحذر گر ذره‌اي در عشق او انکار داري الصلا اي دل اگر در عشق او...
شنبه، 6 فروردين 1390
جانا دهني چو پسته داري
جانا دهني چو پسته داري شاعر : عطار در پسته گهر دو رسته داري جانا دهني چو پسته داري زان قند که مغز پسته داري ...
شنبه، 6 فروردين 1390
هم تن مويم از آن ميان که نداري
هم تن مويم از آن ميان که نداري شاعر : عطار تنگ دلم مانده زان دهان که نداري هم تن مويم از آن ميان که نداري سر...
شنبه، 6 فروردين 1390
برو چندين چه گردي گرد اين راه
برو چندين چه گردي گرد اين راه شاعر : عطار که چشمت کور گردد از غباري برو چندين چه گردي گرد اين راه که تو ننگي...
شنبه، 6 فروردين 1390
تو را تا سر بود برجا کجا داري کله داري
تو را تا سر بود برجا کجا داري کله داري شاعر : عطار که شمع از بي سري يابد کلاه از نور جباري تو را تا سر بود برجا...
شنبه، 6 فروردين 1390
پروانه شبي ز بي قراري
پروانه شبي ز بي قراري شاعر : عطار بيرون آمد به خواستاري پروانه شبي ز بي قراري تا کي سوزي مرا به خواري از شمع...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي بوس تو اصل هر شماري
اي بوس تو اصل هر شماري شاعر : عطار چشم سيهت سفيد کاري اي بوس تو اصل هر شماري ماه تو ز مشک در غباري زلف تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
درآمد دوش دلدارم به ياري
درآمد دوش دلدارم به ياري شاعر : عطار مرا گفتا بگو تا در چه کاري درآمد دوش دلدارم به ياري برآوردي دمي يا مي برآري...
شنبه، 6 فروردين 1390
بي خويش شو از هستي تا باز نماني تو
بي خويش شو از هستي تا باز نماني تو شاعر : عطار اي چون تو به هر منزل وامانده‌ي بسياري بي خويش شو از هستي تا باز نماني...
شنبه، 6 فروردين 1390