خود لطف بود چندان اي جان که تو داري
خود لطف بود چندان اي جان که تو داري شاعر : خاقاني دارند بتان لطف نه چندان که تو داري خود لطف بود چندان اي جان که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صيد توام فکندي و در خون گذاشتي
صيد توام فکندي و در خون گذاشتي شاعر : خاقاني صيدي ز خون و خاک چرا برنداشتي صيد توام فکندي و در خون گذاشتي در...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به رخت چه چشم دارم که نظر دريغ داري
به رخت چه چشم دارم که نظر دريغ داري شاعر : خاقاني به رهت چه گوش دارم که خبر دريغ داري به رخت چه چشم دارم که نظر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زين نيم جان که دارم جانان چه خواست گوئي
زين نيم جان که دارم جانان چه خواست گوئي شاعر : خاقاني کرد آنچه خواست با دل از جان چه خواست گوئي زين نيم جان که دارم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا روزي نپرسي کخر اي غم‌خوار من چوني
مرا روزي نپرسي کخر اي غم‌خوار من چوني شاعر : خاقاني دل بيمار تو چون است و تو در تيمار من چوني مرا روزي نپرسي کخر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هرگز بود به شوخي چشم تو عبهري
هرگز بود به شوخي چشم تو عبهري شاعر : خاقاني يا راست‌تر ز قد تو باشد صنوبري هرگز بود به شوخي چشم تو عبهري يا زاد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر قصد جان نداري، خونم چرا خوري
گر قصد جان نداري، خونم چرا خوري شاعر : خاقاني انصاف ده که کار ز انصاف مي‌بري گر قصد جان نداري، خونم چرا خوري ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خطي بر سوسن از عنبر کشيدي
خطي بر سوسن از عنبر کشيدي شاعر : خاقاني سر خورشيد در چنبر کشيدي خطي بر سوسن از عنبر کشيدي به خط خود قلم بر سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هديه‌ي پاي تو زر بايستي
هديه‌ي پاي تو زر بايستي شاعر : خاقاني رشوه‌ي راي تو زر بايستي هديه‌ي پاي تو زر بايستي طرب افزاي تو زر بايستي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ناز جنگ‌آميز جانان برنتابد هر دلي
ناز جنگ‌آميز جانان برنتابد هر دلي شاعر : خاقاني ساز وصل و سوز هجران برنتابد هر دلي ناز جنگ‌آميز جانان برنتابد هر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دشوار عشق بر دلم آسان نمي‌کني
دشوار عشق بر دلم آسان نمي‌کني شاعر : خاقاني درد مرا به بوسي درمان نمي‌کني دشوار عشق بر دلم آسان نمي‌کني گفتن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گرنه تو اي زود سير تشنه‌ي خون مني
گرنه تو اي زود سير تشنه‌ي خون مني شاعر : خاقاني با من ديرينه دوست چند کني دشمني گرنه تو اي زود سير تشنه‌ي خون مني...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه کرد اين بنده جز آزاد مردي
چه کرد اين بنده جز آزاد مردي شاعر : خاقاني که گرد خاطر او برنگردي چه کرد اين بنده جز آزاد مردي جفا گفتي نخواهم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا تا جان بود جانان تو باشي
مرا تا جان بود جانان تو باشي شاعر : خاقاني ز جان خوش‌تر چه باشد آن تو باشي مرا تا جان بود جانان تو باشي وزين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر بر در وصالت اميد بار بودي
گر بر در وصالت اميد بار بودي شاعر : خاقاني بس ديده کز جمالت اميدوار بودي گر بر در وصالت اميد بار بودي گرنه جمال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
با هيچ دوست دست به پيمان نمي‌دهي
با هيچ دوست دست به پيمان نمي‌دهي شاعر : خاقاني کار شکستگان را سامان نمي‌دهي با هيچ دوست دست به پيمان نمي‌دهي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گل و مل تو را خادمانند از آن شد
گل و مل تو را خادمانند از آن شد شاعر : خاقاني وفاي گل و صحبت مل مجازي گل و مل تو را خادمانند از آن شد گمان برد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خاک شدم در تو را آب رخم چرا بري
خاک شدم در تو را آب رخم چرا بري شاعر : خاقاني داشتمت به خون دل خون دلم چرا خوري خاک شدم در تو را آب رخم چرا بري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر روز به هر دستي رنگي دگر آميزي
هر روز به هر دستي رنگي دگر آميزي شاعر : خاقاني هر لحظه به هر چشمي شور دگر انگيزي هر روز به هر دستي رنگي دگر آميزي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از بوالعجبي هردم رنگ دگر آميزي
از بوالعجبي هردم رنگ دگر آميزي شاعر : خاقاني عيسي نه‌اي و روزي صد رنگ برآميزي از بوالعجبي هردم رنگ دگر آميزي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390