چيست مردي؟ ز مردمان بررس
چيست مردي؟ ز مردمان بررس شاعر : اوحدي مراغه اي مردمي چيست؟ گر بداني بس چيست مردي؟ ز مردمان بررس اوست مردم که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پيش ازين مردمي چنين بودست
پيش ازين مردمي چنين بودست شاعر : اوحدي مراغه اي رسم اهل فتوت اين بودست پيش ازين مردمي چنين بودست نامشان بر سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بود در روم پيش ازين سر و کار
بود در روم پيش ازين سر و کار شاعر : اوحدي مراغه اي صاحبي نان ده و فتوت يار بود در روم پيش ازين سر و کار پر ز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي پدر، خود پز اين سرشته‌ي تو
اي پدر، خود پز اين سرشته‌ي تو شاعر : اوحدي مراغه اي تو بهي باغبان کشته‌ي تو اي پدر، خود پز اين سرشته‌ي تو سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خنک آن پيشه کار حاجتمند
خنک آن پيشه کار حاجتمند شاعر : اوحدي مراغه اي به کم و بيش ازين جهان خرسند خنک آن پيشه کار حاجتمند دست در کار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو به کسب علوم داري ميل
چو به کسب علوم داري ميل شاعر : اوحدي مراغه اي از همه لذتي فرو چين ذيل چو به کسب علوم داري ميل ننهادي، هنر کجا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شيخکي بر فسانه بود وگزاف
شيخکي بر فسانه بود وگزاف شاعر : اوحدي مراغه اي چشم بر هم نهاده ميزد لاف شيخکي بر فسانه بود وگزاف حرمت و آب رخ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خنک آن پردلان دين پرور
خنک آن پردلان دين پرور شاعر : اوحدي مراغه اي دل بدين صرف کرده، جان بر سر خنک آن پردلان دين پرور به توکل نشسته...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي که گشتي بد آن قدر خرسند
اي که گشتي بد آن قدر خرسند شاعر : اوحدي مراغه اي که کسي خواندت به دانشمند اي که گشتي بد آن قدر خرسند ميکن آنچت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا نگردي تو مجتهد در دين
تا نگردي تو مجتهد در دين شاعر : اوحدي مراغه اي ننويسي جواب کس به يقين تا نگردي تو مجتهد در دين فقنا زين مقوله‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زن خود را به سنگ زد مردش
زن خود را به سنگ زد مردش شاعر : اوحدي مراغه اي شد دوان، پيش قاضي آوردش زن خود را به سنگ زد مردش گشت قاضي ميانشان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آه ازين واعظان منبر کوب!
آه ازين واعظان منبر کوب! شاعر : اوحدي مراغه اي شرمشان نيست خود ز منبر و چوب آه ازين واعظان منبر کوب! عين شوخي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
راستي کن، که راستان رستند
راستي کن، که راستان رستند شاعر : اوحدي مراغه اي در جهان راستان قوي دستند راستي کن، که راستان رستند کج‌روان نيم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حکمت از فکر راست‌بين باشد
حکمت از فکر راست‌بين باشد شاعر : اوحدي مراغه اي در مراعات سر دين باشد حکمت از فکر راست‌بين باشد به دل اثبات ذات...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چند باشي به اين و آن نگران؟
چند باشي به اين و آن نگران؟ شاعر : اوحدي مراغه اي پند گير از گذشتن دگران چند باشي به اين و آن نگران؟ اوستادت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون نداني ز خود سفر کردن
چون نداني ز خود سفر کردن شاعر : اوحدي مراغه اي بايدت بر جهان گذر کردن چون نداني ز خود سفر کردن با تو گويد زبان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پر مذبذب مباش و سر گردان
پر مذبذب مباش و سر گردان شاعر : اوحدي مراغه اي که ثباتست سيرت مردان پر مذبذب مباش و سر گردان کز يسار تو ناظرند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صرف طاعت کن اين جواني را
صرف طاعت کن اين جواني را شاعر : اوحدي مراغه اي بنگر آنروز ناتواني را صرف طاعت کن اين جواني را کز جهان جز نصيب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حال و کار جهان خيالاتست
حال و کار جهان خيالاتست شاعر : اوحدي مراغه اي نظري کن که: اين چه حالاتست؟ حال و کار جهان خيالاتست نقش او باژگونه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
طالبي، ترک سروري کن و جاه
طالبي، ترک سروري کن و جاه شاعر : اوحدي مراغه اي رخ به هر مشکلي مپيچ ز راه طالبي، ترک سروري کن و جاه روح پيوند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390